می خزند بر آب، بدر ماه و مه- چند هایکوی بهاری:

مه، شناور بر فراز چمنزار بهاری
قلب من، تنها
در غروب
- اتومو یاکاموچی
به چمنزارهای بهاری رفتم
تا بنفشه گرد آورم.
چنان سرمست شدم
که شبم سراسر آن جا گذشت.
- یامابه آکاهیتو
چون باد خاور وزیدن گیرد
عطر شکوفه هایت را برایم بفرست
ای درخت گوجه!
گرچه من آنجا نیستم
بهار را از یاد مبر!
- سوگاوارا میچیزانه
بیرون که شدم به دشت های بهاری
تا جوانه های سبز بچینم برایت،
بر آستینم برف نشست.
- امپراتور کوکو
بهار-
تپه ای بی نام
پوشیده در مه پگاه.
- ماتسوئو باشو
گیلاس ها، فاخته، ماه، برف
-چه زود سر آمد سال.
- سوگی یاما سامپو
نسیم بهاری
چه سپید مرغ ماهیخوار
از لابه لای کاج ها.
- کونیشی رایزان
سپیده دم،
بر ساقه های جوان ذرت:
شبنم سپید بهاری
- اواجیما اونیتسورا
باران بهاری؛
حرف می زنند و می روند
کلاه حصیری و چتر.
- یوسا بوسون
به بوی شکوفه های آلو
به ناگاه آفتاب برآمد
کوره راه کوهستانی را بنگر
- باشو
شکوفه های گیلاس
فروفتاده بر بستر شالیزار:
ستارگان در مهتاب
- بوسون
سادگی ناب
بشارتی ست آمدن بهار را.
آسمانی زرد و رنگ باخته
- ایسا
شکوفه ها ریخته اند
به سپیدی جهان می نگرم
بی رنگ
در آسمان فراخ و خاموش
باران بهاری می بارد.
- شاهزاده شیکوشی
چه خوشبو
نسیم بی کرانه
گل برگ ها نیز می چرخند
در باغ آلو.
- اوکوما کوتومیچی
این جا وادی فرافردی است، لطفاً نقاب خود را بردارید!