شوربای مدیتیشن

اگر تاکنون طعم شوربای مدیتیشن را نچشیده اید به شما پیشنهاد می کنم سی دی آموزشی مدیتیشن آقای الف. ک. کوهزادی را به تماشا بنشینید. مقدار متنابهی از یین و یانگ، چکره (چاکرا)، انواع لباس رزمی، سفیروت کابالا، موسیقی بودای مقدس، و ذکر اُم مواد لازم جهت تهیه ی این شورباست. توجه داشته باشید که ذکر اُم نه اوم (Om). آخه یکی نیست بگه دست کم جلوی دوربین تلفظ درست مدیتیشن و اوم رو یاد می گرفتی بعد. لفظ قلم حرف زدن ایشون هم که ما را کشت!

بگذریم از این که ایشون تکه ای از فیلم رو که در اون حتا نتونستن نیم لوتوس (نیلوفر) بنشینن رو تدوین نکردن! ما رو هالو گیر آوردی مرد حسابی یا خودت هالویی؟؟

پس از تماشای فیلم آموزش مدیتیشن ایشون چند نکته توجه مرا به شدت هر چه تمام تر به خود جلب کرد:

-          مکان هایی که ایشون در اون مدیتیشن کردن و مکان هایی که به اون توصیه فرمودن!

-          دکور برنامه به ویژه اون چهار تا شمع!

-          راست بودن ستون فقرات ایشون مخصوصاً از زاویه ی پهلو!

-          لباس رزمی و ذکر اوم نامه شیوایا!

-          اوقات مدیتیشن که توصیه فرمودن، علی الخصوص ساعت 5/10 شب که فرمودن آفتاب غروب می کنه!

-          لوتوس نشستن خودشون و جمع پیروانشون!

-          و در آخر مای تل نامبر ایشون!

ببخشید این نوشته زمین تا آسمون با نوشته های دیگم فرق داشت! ولی اگه این جوری نمی گفتم نمی دونم چی می شد.

وای داشت یادم می رفت. دلم می خواد بدونم از اون ده وضعیت دستها هنگام مدیتیشن که فرمودن چه کسی می تونه با وضعیت دهم مدیتیشن کنه؟؟؟؟؟؟؟؟

دوباره داشت یادم می رفت. مگه اسم اونی که در ورزش های رزمی انجام می دن و شکل دیگری از همین مدیتیشنه "ذن" نیست؟ اصلاْ به من چه؟

نویسنده آ می خور و رندی کن و خوش باش ولی

دام   تزویر    مکن   چون  بعضیها   مدیتیشن  را!

نیروی تائو ته چینگ

 در تارنمایwww.mindpowernews.com  به گفت و شنودی از دکتر وین دایر با دکتر لوری نیدل (نویسنده­ی "حس ششم". برای آشنایی با ایشان از روی مهر بنگرید به تارنمای www.Laurienadle.com) برخوردم که برگردان آن در این جا پیش کش علاقه مندان خواهد شد.

 نیروی تائو ته چینگ:

گفت و شنودی با دکتر وین دایر

گفت و گوی اختصاصی با پرفسور لوری نیدل

 

 

 

 

 

 

پرسش: تائو ته چینگ چیست؟

 پاسخ: تائو ته چینگ خردمندانه­ترین و پرنفوذترین [نامکی (کتابی) است] که تاکنون نگاشته شده است. 2500 سال پیش، در زمان کنفوسیوس به دست استادی چینی به نام لائو تزو نگاشته شده است. تائو راه زیستن با راستی را پیشنهاد می­دارد. به راستی، لائو تزو باور داشت که مردم نیازی به آسا (قاعده) ندارند تنها بچه­ها را برای بزرگ شدن پدید آورید و با تائو در پیوند بمانید.

 پرسش: آیا می­توانید درباره­ی تائو بیش­تر به ما بگویید؟

 پاسخ: شما می­توانید آن را یک ساعت و نیمه بخوانید. آن 81 چکامه را دربردارد. هر یک از آن 81 چامه با زیستن با خرسندی و آشتی آغاز می­شود. هنگامی که شما تائو را می­زیید، آرام می­شوید، به جای آن که درباره­ی آن سخن بگویید. تائو هیچ آسایی (قاعده­ای) ندارد. تائو چیزی نیست لیک چیزی را ناکرده نمی­گذارد— پادرمیانی (مداخله) نمی­کند. روا می­دارد و پیوسته می­آفریند.

 پرسش: شما بدون پدر بزرگ شدید، و کودکی­تان را در پرورشگاه سپری کردید، با این همه این نامک (کتاب) را به او پیش کش کردید. چرا؟

پاسخ: پدرم خانواده­ی ما را رها کرد. من هرگز او را ندیدم و یادی (خاطره­ای) از او ندارم. زیستن تائو، مرا توانمند می­سازد که مِهرم را تا او بگسترانم و از او برای کسی که بود سپاس گزاری نمایم. مردم چیزی را انجام می­دهند که می­دانند چگونه انجام دهند. اکنون می­دانم، این والاست.

پرسش: چگونه نگاشتن این نامک (کتاب) زندگی شما را دگرگون کرد؟

پاسخ: دو سال پیش، هنگامی که 65 سالگی را پشت سر گذاشتم، تائو را آغاز کردم. به نویسای­ام (منشی­ام) گفتم که همه چیز را می­فروشم. تائو به ما می­آموزد تا همه چیز را رها کنیم. همه چیز را به کار ببرید و ببخشید. من از آن دور بودم. اگر به همه­ی پوشاک­های­­تان نگاه کنید، در خواهید یافت که تنها 20 درصد از آن­ها را می­پوشید. شما بی کم و بیش80 درصد را نمی­پوشید. چیزی را بردارید و به گردش اندازید که دارید و به کار نمی­برید. آن را به کسانی بدهید که به راستی به آن نیاز دارند.

پرسش: چرا به شهود بنیادی­تان برای زیستن یک زندگی شاد پشت گرمی می­کنید؟

پاسخ: شهود مانک (یعنی) که دارید به سرچشمه­ی خود نزدیک­تر می­شوید. مانک (یعنی) که خدا دارد با شما سخن می­گوید. هم چنان که به خدا نزدیک­تر می­شوید شهودی­تر می­شوید. شادمانی راستین از دانستن این فرامی رسد که شما با بینش­های بسیار بزرگ­تری از خود (ego) کوچک و ناتوان­تان پیوند یافته­اید. آن دانش و بینشی درونی است که هر کسی دارد. شما به نقطه­ای نزدیک می­شوید که کاملاً می­توانید روی آن حساب کنید. هنگامی که دارم با کسی سخن می­گویم آن از میان ذهنم خواهد درخشید. شاید آن ندا دهنده در نوا اسکاشا باشد یا در ویسکانسین. نمی­دانم که مرد است یا زن. و من از آن کس درباره­ی نامی که در ذهنم درخشیده است خواهم پرسید. شهود هرگز نمی­گذارد از کار افتاده شوم. افرادی هستند که شهودی چیره دست­اند یا به راستی در خواندن آن گونه از درخش­ها و سهش­ها (احساسات) خوب­اند.

پرسش: تائو چه آساهایی (قاعده­هایی) برای یک زندگی شادمان پیشنهاد می دارد؟

پاسخ: تائو هیچ آسایی (قاعده­ای) ندارد. هنگامی که زندگی­تان را با آساها (قاعده­ها) می­گردانید (اداره می­کنید)، تائو را ترک گفته­اید. تائو از پادرمیانی نکردن سخن می­گوید و از درشتی نکردن. نمی­توانید تائویی باشید و دشمنی داشته باشید. هرگز دشمنی را به کار نبرید و من هم به همین گونه. هنگامی که درشتی (خشونت) را برای باز ایستاندن چیزی که دوست ندارید به کار می­گیرید، نسل تازه­ای از مردمانی می­آفرینید که آهنگ (قصد) دارند کسانی را پی­گرد نمایند که دهکده­ی پدر و مادرشان را بمباران کردند. هر بار که زور به کار می­برید، نیروی روبارویی (متقابلی) می­آفرینید. درباره­ی روشی بیندیشید که از دست قاصدک­ها رها (خلاص) می­شوید: با بیل بیرون نمی­روید و آغاز به زدن آن­ها نمی­کنید چون همه­ی آن توپ­های کرکین در هوا بلند می­شوند، و قاصدک­های بیش­تری به وجود می­آورند. درشتی درشتی بیش­تری را فرامی­آورد.

پرسش: چگونه می توانید بدون آسا (قاعده) و کانون (قانون) زندگی کنید؟

پاسخ: ما نیاز داریم تا با گونه­ای از کانون (قانون) درونی راهبری شویم که ما را به سرچشمه­ی همه­ی چیزها پیوند می­دهد. ما همه تکه­هایی از خداییم. ما باید برترین جایگاهی را در درون­مان بیابیم که می­خواهد ببخشد. تائو می­گوید که سرچشمه می­خواهد ما به چیزها روایی (اجازه­ی) بودن دهیم. شما باید دانه­ای را بکارید و آن را تنها بگذارید. گویا یک دادگزار (وکیل) بود که گفت ما ملتی از مردمان نیستیم، ما ملتی از کانون­ها (قانون­ها) ییم. ما ملتی از آساها (قاعده­ها) نیستیم. ما تکه­هایی از هستی­هایی هستیم که جایگاه برتری در درون خودشان و پیوستگی برتری با سرچشمه­ی همه­ی آفرینش دارند.

ادامه دارد...