در تارنمایwww.mindpowernews.com به گفت و شنودی از دکتر وین دایر با دکتر لوری نیدل (نویسندهی "حس ششم". برای آشنایی با ایشان از روی مهر بنگرید به تارنمای www.Laurienadle.com) برخوردم که برگردان آن در این جا پیش کش علاقه مندان خواهد شد.
نیروی تائو ته چینگ:
گفت و شنودی با دکتر وین دایر
گفت و گوی اختصاصی با پرفسور لوری نیدل


پرسش: تائو ته چینگ چیست؟
پاسخ: تائو ته چینگ خردمندانهترین و پرنفوذترین [نامکی (کتابی) است] که تاکنون نگاشته شده است. 2500 سال پیش، در زمان کنفوسیوس به دست استادی چینی به نام لائو تزو نگاشته شده است. تائو راه زیستن با راستی را پیشنهاد میدارد. به راستی، لائو تزو باور داشت که مردم نیازی به آسا (قاعده) ندارند تنها بچهها را برای بزرگ شدن پدید آورید و با تائو در پیوند بمانید.
پرسش: آیا میتوانید دربارهی تائو بیشتر به ما بگویید؟
پاسخ: شما میتوانید آن را یک ساعت و نیمه بخوانید. آن 81 چکامه را دربردارد. هر یک از آن 81 چامه با زیستن با خرسندی و آشتی آغاز میشود. هنگامی که شما تائو را میزیید، آرام میشوید، به جای آن که دربارهی آن سخن بگویید. تائو هیچ آسایی (قاعدهای) ندارد. تائو چیزی نیست لیک چیزی را ناکرده نمیگذارد— پادرمیانی (مداخله) نمیکند. روا میدارد و پیوسته میآفریند.
پرسش: شما بدون پدر بزرگ شدید، و کودکیتان را در پرورشگاه سپری کردید، با این همه این نامک (کتاب) را به او پیش کش کردید. چرا؟
پاسخ: پدرم خانوادهی ما را رها کرد. من هرگز او را ندیدم و یادی (خاطرهای) از او ندارم. زیستن تائو، مرا توانمند میسازد که مِهرم را تا او بگسترانم و از او برای کسی که بود سپاس گزاری نمایم. مردم چیزی را انجام میدهند که میدانند چگونه انجام دهند. اکنون میدانم، این والاست.
پرسش: چگونه نگاشتن این نامک (کتاب) زندگی شما را دگرگون کرد؟
پاسخ: دو سال پیش، هنگامی که 65 سالگی را پشت سر گذاشتم، تائو را آغاز کردم. به نویسایام (منشیام) گفتم که همه چیز را میفروشم. تائو به ما میآموزد تا همه چیز را رها کنیم. همه چیز را به کار ببرید و ببخشید. من از آن دور بودم. اگر به همهی پوشاکهایتان نگاه کنید، در خواهید یافت که تنها 20 درصد از آنها را میپوشید. شما بی کم و بیش80 درصد را نمیپوشید. چیزی را بردارید و به گردش اندازید که دارید و به کار نمیبرید. آن را به کسانی بدهید که به راستی به آن نیاز دارند.
پرسش: چرا به شهود بنیادیتان برای زیستن یک زندگی شاد پشت گرمی میکنید؟
پاسخ: شهود مانک (یعنی) که دارید به سرچشمهی خود نزدیکتر میشوید. مانک (یعنی) که خدا دارد با شما سخن میگوید. هم چنان که به خدا نزدیکتر میشوید شهودیتر میشوید. شادمانی راستین از دانستن این فرامی رسد که شما با بینشهای بسیار بزرگتری از خود (ego) کوچک و ناتوانتان پیوند یافتهاید. آن دانش و بینشی درونی است که هر کسی دارد. شما به نقطهای نزدیک میشوید که کاملاً میتوانید روی آن حساب کنید. هنگامی که دارم با کسی سخن میگویم آن از میان ذهنم خواهد درخشید. شاید آن ندا دهنده در نوا اسکاشا باشد یا در ویسکانسین. نمیدانم که مرد است یا زن. و من از آن کس دربارهی نامی که در ذهنم درخشیده است خواهم پرسید. شهود هرگز نمیگذارد از کار افتاده شوم. افرادی هستند که شهودی چیره دستاند یا به راستی در خواندن آن گونه از درخشها و سهشها (احساسات) خوباند.
پرسش: تائو چه آساهایی (قاعدههایی) برای یک زندگی شادمان پیشنهاد می دارد؟
پاسخ: تائو هیچ آسایی (قاعدهای) ندارد. هنگامی که زندگیتان را با آساها (قاعدهها) میگردانید (اداره میکنید)، تائو را ترک گفتهاید. تائو از پادرمیانی نکردن سخن میگوید و از درشتی نکردن. نمیتوانید تائویی باشید و دشمنی داشته باشید. هرگز دشمنی را به کار نبرید و من هم به همین گونه. هنگامی که درشتی (خشونت) را برای باز ایستاندن چیزی که دوست ندارید به کار میگیرید، نسل تازهای از مردمانی میآفرینید که آهنگ (قصد) دارند کسانی را پیگرد نمایند که دهکدهی پدر و مادرشان را بمباران کردند. هر بار که زور به کار میبرید، نیروی روبارویی (متقابلی) میآفرینید. دربارهی روشی بیندیشید که از دست قاصدکها رها (خلاص) میشوید: با بیل بیرون نمیروید و آغاز به زدن آنها نمیکنید چون همهی آن توپهای کرکین در هوا بلند میشوند، و قاصدکهای بیشتری به وجود میآورند. درشتی درشتی بیشتری را فرامیآورد.
پرسش: چگونه می توانید بدون آسا (قاعده) و کانون (قانون) زندگی کنید؟
پاسخ: ما نیاز داریم تا با گونهای از کانون (قانون) درونی راهبری شویم که ما را به سرچشمهی همهی چیزها پیوند میدهد. ما همه تکههایی از خداییم. ما باید برترین جایگاهی را در درونمان بیابیم که میخواهد ببخشد. تائو میگوید که سرچشمه میخواهد ما به چیزها روایی (اجازهی) بودن دهیم. شما باید دانهای را بکارید و آن را تنها بگذارید. گویا یک دادگزار (وکیل) بود که گفت ما ملتی از مردمان نیستیم، ما ملتی از کانونها (قانونها) ییم. ما ملتی از آساها (قاعدهها) نیستیم. ما تکههایی از هستیهایی هستیم که جایگاه برتری در درون خودشان و پیوستگی برتری با سرچشمهی همهی آفرینش دارند.
ادامه دارد...