پاسخ
باید برای دقت اول و دوم باز تعریف درست و جدیدی داشته باشید اگر صلاح می دانید اندکی قلمی بفرمایید
دوست گرامی رویابینی کارلوس روشی سخت و دشوار است
حال اگر صورت مساله را اندکی تغییر دهیم و پرسش را اینگونه وا گویی کنیم
آیا در روانشناسی فرافردی راه آسانتری برای رسیدن به اهداف کارلوس وجود دارد؟"
و با توجه به کمبود جای "نظرات"، پاسخ ایشان در ریخت پستی نو در آمد:
خیر، منظورم بیش تر شناخت درست واژگان و زبانزدهای (اصطلاحات) کاستاندا و از آن فراتر دن حوان است. چنان چه، وی در پیش گفتار نخستین کتاب خود، آیین فرزانگی یاکی، نوشت: "بدین سان برایم روشن شد که دانش دن حوان باید با مفاهیمی که وی آن را دریافته بود آزموده شود...". با این همه، و با آن که بسیار کوشید تا "راست گویی" را به چیمی پاس بدارد که فرادید داشت. به ناگزیر در برخی از واژگان دگرگونی هایی به وجود آورد تا آن ها را فهم پذیرتر کند.
یکی از این دست نمونه ها، زبانزد "حالت های نامعمول واقعیت" است که من با استناد به کارهای چارلز تارت آن را با "حالت های دیگرگون هشیاری" یکی می انگارم ولی در کاربرد نه در نظر. چرا که زبانزد کاستاندا جنبه ی فلسفی آن را هم فراچشم دارد ولی زبانزد تارت بیش تر جنبه ی روان شناختی آن را. از این رو، بهره گیری از برزش هایی چون مدیتیشن را بیش تر روا می دانم تا بهره گیری از داروها، به شرطی که آماج آن در راستای آموزش های کاستاندا باشد وگرنه مدیتیشن می تواند جستاری باشد از روان شناسی یا دین پژوهی.
درباره ی بخش دوم پرسش شما باید عرض کنم که یکی از آماج های روان شناسی فرافردی یافتن حالت هایی فرافردی است که با برزش هایی مینوی فراهم می آیند. و چه بسا کسی مانند گراف برای به دست آوردن حالت های درمانی هشیاری دگرگون به برزش های شمنی نیز دست بزند. از این رو، به گمان ام بهترست تا هر مفهومی از هر نظام عقیدتی، در چارچوب باورها و تعریف های همان نظام مورد بازتعریف قرار بگیرد.
همان گونه که معروض داشتم، در جهان جنگاوران راه میانبری نیست! وگرنه برای "رؤیا بینی" کاستاندا برابرنهادی مانند "خوابگاهی" لابرگ را می توان پیشنهاد کرد ولی تنها برای اثبات ادعای کاستاندا مبنی بر هستی چنین حالتی نه این همانی آن. هر چند که لابرگ برای تنسیق آموزش خویش به کاستاندا نیز نظر داشته است.
این جا وادی فرافردی است، لطفاً نقاب خود را بردارید!