انیاگرام

چند نکته پیرامون کتاب روان شناسی تیپ های شخصیتی نه گانه

ترجمه و تألیف دکتر پروین دقیقیان

 

 

 

 

 

 

 

 

باید یادآوری کنم که یک رونوشت از این نکته ها به رایانامه ی نویسنده فرستاده شده است. هر گونه پاسخی از ایشان به آگاهی خوانندگان گرامی خواهد رسید:

1.      به گمانم تلفظ درست Enneagram "انیاگرام" است. در برگردان "کار گرجیف" و برگردان کتاب ریزو "انیگرام"، در نوشته ی ایشان "اینیاگرام" (البته ایشان در کتاب گرجی اف، آن را به رمز برگردانده اند؟!- رویه ی 150)، در برگردان کتاب واگنر "اینگرام"، در برگردان کتاب پالمر، "اناگرام" آمده است و تنها در برگردان کتاب دانیلز و پرایس به ریخت "انیاگرام" نگاشته شده است!

2.      ایشان نام کتاب یا کتاب ها یا گرفتگاه های (مآخذ) اصلی را ذکر نکرده اند: تا آن جا که می دانم ایشان دست کم از اینترنت، ریچارد ریزو (خصوصیات شخصیت خود را کشف کنید) و کار گرجیف (نوشته ی کاتلین ریوردن اسپیت) بهره برده اند ولی بی آن که گرفتگاه و مطلب گرفته شده را ذکر کنند!

3.      در رویه ی 14 کتاب، ذن بودیسم در ردیف طالع بینی، فال گیری و "پدیده های رنگارنگ دیگر" قرار گرفته است که جای بسی شگفتی است!: حتا در روان شناسی ترادادی (سنتی) نیز بزرگانی مانند کارن هورنای و اریک فروم به ذن توجه ویژه ای مبذول کرده اند.

4.      از میان هشت نظریه ی شخصیت، تنها به نظریه ی روان کاوی (رویه ی23) اشاره شده است. در حالی که تقسیم بندی تیپ های شخصیتی بر اساس روابط اجتماعی (رویه ی 61)، هورنایی است تا فرویدی که به آن خواهم پرداخت.

5.      مثابه در رویه ی 30 به اشتباه "مشابه" درج گردیده است.

6.      در همان رویه و سطر پایانی نوشته اند: "به زبان روانشناسی، همه دارای نهاد پاک و سالم هستند." دست کم می دانیم که در نظریه ی روان کاوی که ایشان مطرح فرموده اند چنین نگاهی به نهاد انسان وجود ندارد. رویکردهای دیگر یا ساکت اند یا ممتنع. تنها در رویکرد انسان گرا- هستی گرا چنین نگاهی به انسان وجود دارد که به آن زبان روان شناسی نمی توان گفت!

7.      در ادامه ی همان جمله و در رویه ی30 و31 سطر نخست ترکیب "هستی وجود" آمده که کاملاً نادرست است.

8.      در رویه ی 35 سطر 12 فرموده اند که گرجی اف کتاب ندارد ("شخص گرجی اف آثار چندانی از قبیل کتاب، نوشته و یا چیز دیگریبه جای نگذاشته است") و این در حالی است که ایشان نویسنده ی کتابی درباره ی معرفی گرجی اف از نشر دانژه هستند؟! و هم چنین گرجیف نویسنده ی سه کتاب است: قصه های بلز باب برای نوه اش، دیدار با مردان برجسته و زندگی تنها آن هنگام راستین است که من هستم.

9.      در رویه ی 36 نام "نارانحو" به نادرست "ناراوو" نگاشته شده است! (کلودیو نارانحو یکی از بزرگان دبستان روان شناسی گشتالت است.)

10.   در رویه ی 54 سطر یکی مانده به آخر "می خواهد" به نادرست "می خواهند" آمده است.

11.  هورنای این گونه نظریه پردازی کرد که کودکان به خاطر وابستگی هیجانی و جسمانی به بزرگسالان- که توان ارزانی داشتن یا دریغ کردن عشق را دارند- اضطرابی بنیادین را شکل می دهند. اضطراب بنیادین به دشمنی بنیادین می انجامد، پاسخی هیجانی که کودکان برای به دست آوردن عشق و پشتیبانی پدر و مادر باید آن را سرکوب کنند. برای پیکار با این احساس شدید اضطراب و خصومت و به دست آوردن احساس امنیت، کودکان شیوه هایی مقابله ای را شکل می دهند که جزیی از شخصیت آنان می گردد. هورنای سه شیوه ی مقابله ی اصلی را شناسایی کرد: حرکت به سوی دیگران، حرکت علیه دیگران و دور شدن از دیگران.

 

 

 

 

همان گونه که در نکته ی شماره سه هم آمد. این تقسیم بندی (بر اساس روابط اجتماعی) هورنایی است نه فرویدی که توضیحی در این باره ذکر نشده است.

12.  در رویه ی 64، از خوش بینی و شایستگی به عنوان مکانیزم دفاعی نام برده شده است که نیازمند ذکر مدرک است چرا که این دو از سازو کارهای دفاعی نیستند!

ادامه دارد....

 

رازوری در آیین زرتشت

در رویه ی ۱۳ کتاب رازوری در آیین زرتشت می خوانیم:

ریشه­شناسی و تعریف اصطلاح­ها

     واژه راز به پارسی باستان wazag، در زبان یونانی musteria خوانده می­شود که در اصل تنها به «رازهای» الئوسیس و برگزاری جشن و ستایش نهایی اشارت دارد که فقط تشرف یافتگان [نوآموزان Mustai]، که خود رازآشنا بوده­اند (muein;telein)، بدان راه می­یابند.

مکنزی در برابر wazag، «گفته» و «سخن» آورده است. دهخدا در برابر «واچک» نگاریده است: "به زبان پهلوی یعنی سخن و گویا با «واج» همریشه باشد.

     البته، این کتاب آوانویسی نیز ندارد. چه wazag را «واچک» بخوانیم چه «واژک»، هر دو برخلاف نهفتن، پنهان کردن و پوشیده داشتن است. راز که خود به مانک پوشیده و پنهان است در پهلوی raz، nihuftarih، nihumb، و vitimas است.

     ابوالقاسم پرتو در پیر مغان چنین نگاشته است: "مغان دیرینه که مغ مرد یا پارسا بوده­اند افزوده بر آموزش دیگران، خود در کار شناسایی «ناشناخته­ها» بوده­اند و از این روی آنان را می­توان دیرینه­ترین هستی شناسان (عارفان) دانست. نشانه­ای از این کوشش بینشگرانه­ی مغ مردان را در بند 3 هات 48 می­توان دید[1] (از برگردان آذرگشسب) «هستی بخش دانا و سرچشمه­ی نیکی بهترین آموزش را به مردم دانا و پارسا خواهد آموخت، آموزشی که همه­ی پاکدلان و روشندلان و آموزگاران فلسفه­ی عرفان از آن آگاهند، یعنی تنها در پرتو خرد و اندیشه­ی پاک می­توان ای مزدا از دلباختگان درگاه تو گردید».

      آذرگشسب در این برگردان، فلسفه­ی عرفان را برابر با گوزرای (Guzra) اوستایی دانسته. گوزرا از ریشه­ی گوز، برابر گوه (Guh) در سانسکریت به مانک (= معنی) پنهان کردن و نهفتن است. آذرگشسب افزوده: این واژه در فرس باستان با جزء اپ آمده اپاگود (Apa-Gud) در اوستا به صورت اگورا (Agura) و فرگوزا (Farguza) هر دو آمده است و از آن آموزش­های اسرارآمیز و عرفانی منظور نظر می­باشد[2]".

     در پایان بازبرد به گفتاری از دکتر بابک علیخانی با سرنامه­ی (عنوان) "نظری به کتاب رازوری در آیین زرتشت" که در مجله­ی دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، بهار و تابستان 1379، از رویه­ی 335 تا 342 خالی از لطف نیست.



[1] . این بند و این هات در برگردان جلیل دوستخواه از اوستا نیست؟!

[2] . با آن که هیچ کدام از این وا گان را هم در جایی نیافتم، ولی با نهفتن و پوشیده داشتن همخوان­ترست که در بطن واژه­ی لاتین آن وجود دارد. آن که را اسرار حق آموختند/ مهر کردند و دهانش دوختند (مولوی). گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند/ جرمش این بود که اسرار هویدا می­کرد (حافظ).

جنبش عرفانی نوین- بخش دوم

 

لب اعتقادات

  1. این باور که هر چیز و هر کس بخشی از یک الگو و از این رو درهم تنیده است.
  2. باور به هستی حقیقتی دیگر (واقعیتی جداگانه)، اغلب به آن به عنوان "جهان دیگر"، "جهان ارواح"، "زمان رؤیا"، یا از سوی مردمان سنتی به سادگی به عنوان "مقدس" اشاره می شود. عرفای جدید اغلب به آن به عنوان "واقعیتی غیر عادی" اشاره می کنند.

  3. باور به این که برخی می توانند به حالت های متعالی هوشیاری یی دست یابند که در آن امکان درآمدن به این واقعیت بدیل برای حل مشکلات یا درمان خود و دیگران میسر می گردد. این باور اغلب با میل شدیدی از آروین (تجربه ی) شخصی آن واقعیت بدیل درهم آمیخته است.

  4. باور به هستی روح حامیان و روح آموزگارانی که در واقعیت بدیل مسکن دارند.

  5. باور به این که هر چیزی، جاندار و غیر جاندار، با گوهر یا نفس فوق طبیعی شخصی اش ممزوج است. این باور قطعیتی را در بر دارد که هر چیزی در هر کجایی که هست آگاه و از این رو تا اندازه ای "ملتفت" است.
  6. باور به هستی یک نیروی فوق طبیعی غیر شخصی یا نیرویی حیاتی که در جهان جاری است، ولی می تواند در مکان ها، اشیا، و موجودات زنده ی بخصوصی به عنوان نیروی زندگی به شدت متمرکز شود.
  7. باور به یک کالبد انرژی شخصی که در پیرامون و در درون کالبد جسمانی شکل گرفته است. کسانی که نیروهای فراروانی دارند می توانند این جنبه ی انرژیایی را به سان یک هاله درک نمایند، و عارفان جدید می دانند که آن می تواند در میان مراکز جای گرفته در آن – چاکراها و نصف التهارها در اندیشه ی شرقی- فزونی گیرد.

کتاب روان شناسی فرافردی

كتاب روان شناسي فرافردي به بازار كتاب عرضه شد .

دوستان عزیز تهرانی می توانند از کتاب فروشی جیحون (خیابان انقلاب) تهیه کنند.

 

روان شناسي فرافردي روان شناسي فرداست

دغدغه ي اين روان شناسي آگاهي كامل انسان ، يگانگي تجربه ي رواني و معنوي و تعالي خويشتن است . تعالي خويشتن يا حسي از هويت كه ژرف ، گسترده و يگانه با كل است مفهوم مركزي روان شناسي فرافردي را شكل مي دهد . ريشه ي اين اصطلاح ، واژه به واژه " فراسوي نقاب " ، به همين تعالي خويشتن اشاره دارد (ديويس ، ۱۹۹۸) ، يعني به بخشي از ما كه پشت نقاب هاست . نقاب هايي كه در جامعه ، خانواده و مناسبات مان بر چهره داريم ، يا نقاب هايي كه ما را از آن چه به راستي هستيم جدا مي كند .

 

نقد کتاب مدی تیشن اثر کریشنا مورتی

  برای نوبت سوم ، در نظر دارم کتاب مدی تیشن نوشته ی کریشنا مورتی را معرفی و بررسی کنم . این کتاب با برگردان حبیب الله صیقلی به چاپ رسیده است . صیقلی پیشتر کتاب حقیقت و واقعیت را هم از کریشنا مورتی به پارسی برگردانده بود.

  جیدو کریشنا مورتی به سال 1896 در خانواده ای از برهمنان در جنوب سرزمین پهناور هند دیده به جهان گشود . از نوجوانی در اروپا به فراگیری دانش پرداخت . او از سال 1929 به بعد به جد به سیر آفاق و انفس پرداخت و مجالس بسیاری گفت . بزرگانی چند مانند : دیوید بوهم پای درس وی نشستند . بوروس لی ، اسطوره جهان ورزش های رزمی ، دل در گرو فلسفه ی او داشت و شعر های سهراب سپهری را می توان ترجمه فارسی و بی شک بسیار زیبای اندیشه های مورتی دانست . کتاب های زیادی از او مانند : ضرورت تغییر ، برای جوانان ، اولین و آخرین رهایی ، رهایی از دانستگی ، تار و پود اندیشه و ... به فارسی برگردان شده است .

چکیده ی آموزه های اش خود شناسی و آزاد شدن از بند های درونی است . اینک برگی از این کتاب :

" مدی تیشن کار سختی است . عالی ترین شکل نظم را می طلبد – تطبیق یافتن با قواعدی خاص نیست ، تقلید نیست ، اطاعت کردن نیست – بلکه انضباطی است که از آگاهی و بیداری مدام سرچشمه می گیرد نه تنها در احوال بیرونی بلکه در احوال درونی خویش . بنابراین مدی تیشن حرکتی در انزوا نیست بلکه عملی است به همراه زندگی روزانه . نیاز به بودن با دیگران است ، هوشیاری  و تاثیر پذیری را می طلبد . بدون برقراری یک زندگی صالح ، مدی تین وسیله ای می شود برای گریز از خود که در نتیجه هیچ ارزشی نخواهد داشت . داشتن یک زندگی صالح به معنای درست پیروی کردن از اخلاق اجتماعی نیست ، بل که رهایی از رشک و حسد ، حرص و آز و قدرت طلبی است – که جملگی مولد عداوت و دشمنی است . رهایی از آنها با نیروی اراده صورت نمی گیرد بلکه با آگاهی و بیداری و از طریق خودشناسی انجام می پذیرد . مدی تیشن بدون شناخت و معرفت به خویشتن مبدل به غلیان و جوشش احساسات عاطفی و هیجانی می گردد ، در نتیجه کاری است بسیار حقیر و کم اهمیت . همیشه در پی تجربیات عمیق و بزرگ و متعالی تر بودن ، خود نوعی گریز از واقعیات عینی و ملموس از ‹‹ آنچه هست ‌›‌› یعنی گریز از خویشتن خویش و ذهن شرطی است که بیدار است ، هشیار است ، رها است چرا باید نیاز به تجربه داشته باشد "

متاسفانه اصل کتاب در دستم نبود تا با این برگردان بسنجم . ولی فکر می کنم اگر هم چنین کتابی وجود داشته باشد که در شناسنامه ی ان با عنوان Meditations معرفی شده است ، خلاصه ای از کتاب تنها رستاخیز است . صلاحیت مورتی در ابراز نظر درباره ی مدی تیشن بر همگان روشن است . نوع مدی تیشن که او از آن سخن می گوید از نوع توجهی ( پذیرا یا باز ) است .

علاقه مندان می توانند به کتاب روان شناسی فرافردی من مراجعه نمایند .

 

سفر بیداری نوشته ی ریچارد آلپرت (رام داس)

در نوبت نخست ، كتاب سفر بيداری ؛ راهنمای مدی تیشن نوشته ریچارد آلپرت (رام داس) را با هم به بررسی می نشینیم :

ریچارد آلپرت زاده ی 1931 در بستون ، دانش آموخته ی رشته روان شناسی از دانشگاه استنفورد است . او از همکاران سابق تیموتی لیری در بازجست بر روی تاثیر مواد روان گردان بر هشیاری است . در سال 1967 راهی سرزمین هفتاد و دو ملت می شود و به شاگردی فرزانه هندی به نام کارلی نیم بابا در می آید و رام داس لقب می گیرد . او یکی از چهره های با نام در روان شناسی فرافردی است . به رغم انتقاد هایی که از او شده است نفوذش در روان شناسی فرافردی هم چنان ادامه دارد . تا جایی که می دانم ، این کتاب با دو برگردان به فارسی موجود است : برگردان خانم نعمت اللهی را نخوانده ام ولی با آن که گاهی کاستی هایی در برگردان آقای جواهری نیا راه یافته (برای نمونه ، به برگردان اشعار شیخ شبستری ، مولوی و هجویری ، یا به شماره هایی می توان اشاره کرد که زیر نقل قول (گفت آورد) درج گردیده و مراجع (باز بردهای) ان نا مشخص است و کتب از چاپ مطلوبی بهره مند نیست ، در کل ، برگردانی در خور ، شایسته و خواندنی است . در ص 242 از کتاب آمده است که : "در نوشتار کنونی (سفر بیداری) ، او (آلپرت) دربارة مدی تیشن راهنمایی کامل و ژرف فراروی می کشد : راهنمایی که همگان ، بی نگرش به رده آزمودگی و دانش آموختگی ای که دارند ، می توانند از آن بهره ها گیرند و به یاری آن به ژرفای هستی درونی خویش ره ببرند " . اینک چند سطری از متن کتاب :

" در زندگی شما زمان هایی پیش آمده که آگاهی ناب بوده اید ، بی هیچ پنداری ، یا اندیشه ای ... ، تنها آگاهی ناب ، گشادگی ، یک ویژگی پر گنجایش در هستی خودتان . شاید چنین زمانی آنگاه رخ داده که کنار رودی نشسته بودبد و آوای رود از میان تان می گذست . یا شاید زمانی که کنار دریا بودید و به هم خوردن خیزابه ها ذهن اندیشمندتان را بر شست ، تا جایی که آنچه به جا ماند ، احساس پاهایتان روی ماسه ها بود و آوای خیزابه ها ، گرمای خورشید روی سر و شانه هاتان ، نسیم روی گونه هاتان ة و همهمه مرغان دریایی در دوردست ها .

در آن دم انگاره ای که از خویش داشتید ، در پری لحظه گم شد . شما به هیچ نچسبیده بودبد و آنچه را می آزمودید ، در چنگ نگرفته بودید . همه چیز جریان داشت – از میان شما پیرامون شما و در درون شما . در آن دم شما خود آزموده بودید . جریان بودید و هیچ جدایشی میان شما و خورشید و دریا و ماسه ها نبود . شما از جدایشی که اندیشه می آفریند فراتر بودید . شما خود لحظه بودید ، با همه پری و سرشاری اش " .