جنبش عرفانی نوین- بخش دوم

لب اعتقادات
-
این باور که هر چیز و هر کس بخشی از یک الگو و از این رو درهم تنیده است.
-
باور به هستی حقیقتی دیگر (واقعیتی جداگانه)، اغلب به آن به عنوان "جهان دیگر"، "جهان ارواح"، "زمان رؤیا"، یا از سوی مردمان سنتی به سادگی به عنوان "مقدس" اشاره می شود. عرفای جدید اغلب به آن به عنوان "واقعیتی غیر عادی" اشاره می کنند.
-
باور به این که برخی می توانند به حالت های متعالی هوشیاری یی دست یابند که در آن امکان درآمدن به این واقعیت بدیل برای حل مشکلات یا درمان خود و دیگران میسر می گردد. این باور اغلب با میل شدیدی از آروین (تجربه ی) شخصی آن واقعیت بدیل درهم آمیخته است.
-
باور به هستی روح حامیان و روح آموزگارانی که در واقعیت بدیل مسکن دارند.
- باور به این که هر چیزی، جاندار و غیر جاندار، با گوهر یا نفس فوق طبیعی شخصی اش ممزوج است. این باور قطعیتی را در بر دارد که هر چیزی در هر کجایی که هست آگاه و از این رو تا اندازه ای "ملتفت" است.
- باور به هستی یک نیروی فوق طبیعی غیر شخصی یا نیرویی حیاتی که در جهان جاری است، ولی می تواند در مکان ها، اشیا، و موجودات زنده ی بخصوصی به عنوان نیروی زندگی به شدت متمرکز شود.
- باور به یک کالبد انرژی شخصی که در پیرامون و در درون کالبد جسمانی شکل گرفته است. کسانی که نیروهای فراروانی دارند می توانند این جنبه ی انرژیایی را به سان یک هاله درک نمایند، و عارفان جدید می دانند که آن می تواند در میان مراکز جای گرفته در آن – چاکراها و نصف التهارها در اندیشه ی شرقی- فزونی گیرد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ساعت توسط محمّدرضا چنگیز
این جا وادی فرافردی است، لطفاً نقاب خود را بردارید!