روان شناسي مراقبه 5 :
حس ها و انديشه بر آب صفا / همچو خس بگرفته روي آب را
مراقبه در مقام پژوهش علمي
در اين بافت علاقه ي علمی به مراقبه بیش از یک چهارم قرن به گونه ای چشم گیر رشد کرده است . این به نسبت با این استدلال روی داده که علم ممکن است بتواند با بی غرضی به ما نشان دهد که مراقبه چیست و اثراتش کدام اند و چون شیوه ی علمی هم یکی از چند راهی را می نمایاند که در آن فرهنگ ما می تواند با تفاوتی بنیادی از خود به ژرفای فرهنگ دیگر در آید . هر چند برای مطالعه بی طرفانه ی تمرین های مراقبه ، لازم است آنها را از مضمون ذهنی شان به در آورده شوند . یکی ادعا می کند که علم حقیقتی عینی و نا وابسته به فرهنگ فرا می آورد ، در حالی که دیگری مدعی است که رویکرد علمی بافت فلسفی ضمنی خود را دارد ، از این رو همه ی آن کاری که انجام می دهیم بیرون آوردن ذهنیت از چارچوب اصلی مرجعیت آن و نهادن آن در چارچوبی است که بتوانیم به سادگی بفهمیم . بدین گونه شیوه ها و نظریه های فراگیرنده ی تمرین فنون مراقبه دچار دگرگونی بنیادی می شوند .
بر حسب نگرش دوم ، نمونه ی اصلی بیش تری از غربی سازی انگاره ی آسیایی جز مطالعه ی علمی مراقبه وجود ندارد . علم ، فراورده ی اندیشه ارسطویی و روشنگری بنیادی اروپایی ، اکنون توجه خود را بر دگرگونی شهودی شخصیت به دست هشیاری بیدار شده (و دیگر معانی آسیایی از اصطلاح اشراق ) معطوف می کند . این به آن معنی است استعداد های منطق و ادراک حسی ، یعنی نمادهای شیوه ی علمی ، اکنون درباره ی وابستگی شخصیت به شهود و بینش ، یعنی نمادهای علوم باطنی سنتی شرق ، آموزش داده می شوند .
ثابت شده است که فهم چیستی مراقبه کار آسانی نیست . فرضیه های فسفی که گه گاه پنهان و بنیادی دانش سنتی و عقلانی به شهود اهمیتی نمی دهند . آن ها واقعیت برین یا همرای با مفهمو حالت های ابر آگاهی را تصدیق نمی کنند ، چه رسد به این که ، به دقیق ترین معنی ، حتی امکان وجود نیروهای نا هشیار فعال در اعمال شناختی ادراک را بپذیرند . از این رو ، مراقبه موضوعی است که به طور ویژه پرکارترین دانشمندان به آن علاقه مند نمی شوند . انتظار می رود سرمایه گذاری پژوهشی اندک ، بسیار سخت ، و مجازی اتشار محدود باشد . شواهد نشان می دهد که دست کم تا به امروز دقیقا این گونه بوده است .
مشکل اساسی در این جا تنها تدوین دوباره ی فنون مراقبه برای سازگار کردن آن ها با دستورات شیوه ی علمی نیست بل که بیش تر چیزی است که ممکن است به گونه ای بالقوه دگرگون کننده تر ، ظریف تر و ژرف تر برخورد شناخت شناسی های جهانی نامیده شود . به سادگی این نیست که سنجش فنون مراقبه شوار بوده اند بل که در گذشته بیش تر ، مراقبه به طرز گسترده ای برای پژوهش علمی ، موضوعی بی چون و چرا ممنوع بوده است . هر چند ، اکنون دگرگونی هایی اساسی در علوم پایه در جریان اند که نه تنها حاکی از تکامل بیش تر شیوه ی علمی است بل که دگرگونی در روشی است که در فرهنگ امروزی به دانش می نگرد . نقطه ی عطف تازه و بی مانندی از ارتباط میان – رشته ای در زیر شاخه های علوم طبیعی ، تغییر جهت بنیادین از فیزیک به زیست شناسی و انقلاب شناختی علم اعصاب گرایش به مطالعه ی مراقبه و موضوعات مربوطه را آزاد کرده است . در این حین ، انقلاب مردمی در فرهنگ امروزی که در معنویت و هشیاری ریشه دارد اثری فرایند بر رسوم سنتی مانند طب ، دین ، سلامت روانی ، راهبردهای مدیریت گروهی ، مفاهیم ازدواج ، پرورش کودک ، خانواده و غیره دارد . مردم فرهیخته به گونه ای روز افزون می خواهند در باره ی مراقبه بیش تر بدانند ، در حالی که نهاد های سنتی رده ی بالای فرهنگ ما مانند تاویل گران ناشایست نا آزموده باقی می مانند .
مانند نتیجه ای پیش بینی پذیر ، هنگامی که کتاب اثرات فیزیکی و روانی مراقبه برای نخستین بار پدیدار شد توجه بسیاری را در محفل مراقبه به خود جلب کرد و سر انجام به فروش رسید . نویسندگان آن ، مایکل مورفی و استیون دنووان ، رهبران جنبش مرکزی رشد آمریکا بودند و خودشان مراقبه کنندگان را مجرب ساختند ، کتاب شناسی خود را به عنوان پروژه ی مرکز برای کاربرد خاص ارائه دادند ، برنامه ای تازه تاسیس در موسسه اسالن . اسالن ، که مورفی با همکاری ریچارد پرایس در سال 1961 تاسیس کرد ، برای بسیاری ، نخستین مرکز رشد و پیشرفت شخصی در ایالات متحده بود .
به راستی علاقه به مراقبه از نخستین برنامه های اسالن آغاز شد . آلن واتس تاویل گر سرشناس ذن برای غرب و ال هوانگ ، یک استاد تای چی چینی مراقبه حرکتی ، هر دو کارگاه های مربوط به مراقبه آموزش می دادند . هنگامی که برای نخستین بار اسالن گشایش یافت سال ها ، کسانی مانند روشی سوزوکی ، روشی بیکر ، ماهاریشی ماهش یوگی ، لاما آناگاریکا گویندا و تالکاهای بودایی تبتی مختلفی شکل های گوناگون مراقبه را به محیط مرکز رشد معرفی به شکل گیری مضمون ابتدایی برنامه اسالن کمک کردند . مورفی این درون مایه را چیزی جز استحاله ی شخصیت برداشت نکرد .
این مطلب ادامه دارد .
این جا وادی فرافردی است، لطفاً نقاب خود را بردارید!