گفتمان درباره ی نسبت دین و عرفان فراخنایی بیش از یک پرسش و پاسخ را خواهان است. برخی از عرفان دینی می گویند و برخی از عرفان نا- دینی. یکی از معتبرترین بن مایه ها در این باره دانشنامه ی ادیان ویراسته ی میرچا الیاده است. در آن گفتاری هست با نام "عرفان و دین" که به تفصیل به این جستار پرداخته است. البته، کتاب های خوبی درباره ی سرچشمه های عرفان و تصوف به پارسی هم داریم.

کاش منظور خود را از این دیگرسانی می فرمودید تا من برداشت روشن تری داشته باشم. اگر منظورتان از نگر خداباوری باشد، با استناد به کتاب History of God دگرسانی چندانی میان این "خداباوری" سه دین "تک خدا باور" نیست. از سویی، تبیین عقلایی ایمان گفتمانی کلامی است که شاید این دیگرسانی به "متکلمان" این سه دین بازگردد نه به خود این سه دین. از سویی دیگر، در روان شناسی فرافردی، جیمز فولر به مراتب و گامه های ایمان اشاره داشته است. شاید این گامه ها، دیگرسانی یی را که گفتید پوشش دهد!

اگر بر آن اید که "راه جنگاوران" را بپیمایید، چندان که پیش تر هم گفتم، راه دیگری مگر یافتن دستان خود در رؤیا ندارید. وگرنه "خوابآگاهی" لابرگ نیز فنی سودمندست (که تازه در آن هم سهم کاستاندا محفوظ است!) ولی در بافت جنگاوری کاربردی ندارد. هم چنین، در کتاب روان شناسی فرافردی، تاریخچه ای از رؤیابینی روشن را آورده ام. همه ی فنون یاد شده، سودمندند ولی در "راه جنگاوران" کاربردی نیستند. گامه های گفته شده ی کاستاندا را بپیمایید و تمرین را به زمان دیگری به جز شب موکول کنید.

یکی از مفهوم هایی که در روان شناسی مثبت به آن پرداخته می شود نظریه ی فعالیت، غرقگی، شیفتگی، حال، جاری بودن و جریان است (همگی برگردان واژه ی Flow هستند). این غرقگی می تواند با هماهنگی چالش- توانایی به وجود آید. یکی از کرد- و-کارهایی که این تجربه را می آفریند، "رقص" است. باگاوان راجینیش، یوگا را درخور غدد مردان می دانست و "رقص" را درخور دستگاه غدد زنان. ولی این سخنی است درخور پژوهش عملی. هم چنین، گفتاری درباره ی "رقص و دین" در همان دانشنامه که پیش تر گفتم وجود دارد که می تواند سودمند باشد.