تبليغاتX
ورارو (VARARO)
روان شناسی فرافردی(Transpersonal Psychology)

برای اولین بخش از معرفی کتاب در بخش روان شناسی فرافردی (می توان آن را در دسته ی تمرین های شمنی هم گنجاند) کتاب سودبخش دکتر هنک وسلمن به نام سفر به باغ مقدس را در نگر گرفته ام. نام این کتاب به زبان انگلیسی The Journey to the Sacred Garden است. البته من اصل این کتاب را ندارم، از این رو، امکان هم سنجی آن با برگردان پارسی میسر نیست ولی در مجموع کتابی است با چاپی برازنده و ترجمه ای خوش خوان.

نام کامل نویسنده هم هنری هنری بارنارد وسلمن (Henry Barnard Wesselman) است و طرح روی جلد آن هم با روی جلد اصلی متفاوت است. کسانی که علاقه مند به کسب اطلاعات بیش تری هستند می توانند از طریق پیوندی که با سایت نویسنده در فهرست پیوندها قرار داده ام این کتاب و دیگر کتاب های نویسنده و نقدها و نظرهای مرتبط با آن ها را در آن بیابند.

 

"... آگاهی هشیار ما می تواند به طور شگفت انگیزی گسترده شده، به ما این امکان را بدهد که ارتباط مستقیم و فراشخصی با حوزه های مقدسی برقرار کنیم که از عالم عرفان حکایت می کند. بدیهی است که این همان تجربه ای است که مرا به طور کلی دگرگون کرده است".

 

تمرین های این کتاب در عین سادگی بسیار سودمند هستند و ارتباط ما را با سرچشمه های اقتدار و سلامت میسر می سازند. این کتاب با برگردان ویدا اسلامیه و با چاپ کتاب تندیس در دسترس شماست!

+ نوشته شده در  87/05/25ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

با پوزش، بدین وسیله به آگاهی همه ی علاقه مندانی می رساند که موفق به تهیه ی کتاب روان شناسی فرافردی نشده اند که از این پس می توانند این کتاب را از فروشگاه انتشارات رشد به نشانی خیابان انقلاب، رو به روی در اصلی دانشگاه تهران، شماره ی ۱۳۶۶ خریداری فرمایند.

+ نوشته شده در  87/03/22ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

روان شناسی فرافردی ،‌مطالعه ی روان شناختی تجربه های فرافردی ( تجربه هایی که افراد را به سوی تعالی سوق می دهند ) و همبستگی ها ی آن هاست . امروزه این رویکرد در افق رشته های گوناگونی مانند بهداشت ، علو م اجتماعی ، انسان شناسی و جامعه شناسی هم پدیدار شده است .

روان شناسی فرافردی ، مطالعه ی کل وجود آدمی است و هم پوشی بسیاری با نظریه های شخصیت ، روان شناسی نا بهنجاری یا مشاوره یا روان شناسی بالینی ، روان شناسی اجتماعی و تاریخچه ی مکتب های روان شناسی دارد . این نخستین مکتب روان شناسی است که فرایند درمان را به " سفر قهرمان " مانند می کند ، یک بیداری درونی یا سیر – و – سلوکی تا سرچشمه های معنوی هستی .

روان شناسی فرافردی برابر نهاد پارسی Transpersonal Psychology  است که به مفاهیمی می پردازد که ورای مفاهیم معمولی فردی است . دل مشغولی این در سرشته ، مطالعه ی آن دسته از حالت هایی است که در آن افرارد حسی ژرف تر از کیستی خود ، یا حسی سترگ تر از ارتباط با طبیعت ، یا ابعاد معنوی را می آزمایند .

تعریف فرافردی از "خود" هم "من" (ego) و هم "روح" یا "نفس " را در بر می گیرد . دانشمندان این شاخه از روان شناسی ، با در هم آمیزی کارهای روشنگر فروید ، یونگ ، رفتار گرایان ، و روان شناسان انسان گرا ، "پژوهندگان هوشیاری آدمی" به شمار می روند .

یونگ نخستین روان شناسی بود که این اصطلاح را به کار برد و بعد ها مطالعات آبراهام مزلو در زمینه ی "خود شکوفایی " محرک بسیار نیرومندی بود که پاسخ آن به پایه گذاری روان شناسی فرافردی به عنوان رشته ای پژوهشی انجامید .

برخی از روان شناسان و پژوهش گران ، آن را شاخه ای از روان شناسی انسان گرا به شمار آورده اند ولی مبلغان این مکتب ، آن را "نیروی چهارم" روان شناسی پس از روان کاوی ، رفتار گرایی و روان شناسی انسان گرا به شمار می آورند .

مکتب های گوناگون روان شناسی برای تبیین رفتار آدمی از الگوهای مختلفی بهره می گیرند که در این میان الگوی فرافردی متفاوت ، متنوع ، جامع و کل نگر است .

برخی از جستار های فرافردی عبارت اند از : خلاقیت و الهام ، هنر فرافردی ، هوشیاری رویا ، تجربه های هوش ربا و روان دارو شناسی ، تجربه های اوج و عرفانی ، تجربه های نزدیک به مرگ (NDE) ، هم پوشی تجربه های معنوی و اختلال های روان شناختی ، روان شناسی خود و خود برتر ، تجربه های فراهنجار ، روش های تحقیق فرافردی ، فوریت ها و پیدایی های معنوی ، تجربه های آرکی تایپی ، اعتیاد و بازپروری و تشخیص مشکلات دینی و معنوی ( DSM-IV-TR در کد 62/ 89 V یا کد ICD-10 در Z71/8  (  معنویت نا مطلوب .

+ نوشته شده در  87/02/06ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

رابرت فراگر (Robert Frager) دانش آموخته ی روان شناسی در دانشگاه هاروارد و رييس پيشين انجمن روان شناسی فرافردی است .وی هم اکنون سرپرست برنامه هدایت معنوی و استاد روان شناسی در دانشگاه است .

دکتر فراگر یک آموزگار عرفانی ، یا شیخ (پیر) ، در سلسله ی حلوتی – جراحی هم هست که از دست مظفر اوزاک (Muzaffar Ozak) خرقه پوشیده است . او اکنون در خانقاهی در ردوود سیتی کالیفرنیا به عنوان شیخ طریقه ی الجراحی گرم هدایت مریدان است .

دکتر فراگر 50 سال است که به تمرین هنرهای رزمی می پردازد . او از سال 1964 به تمرین آیکیدو پرداخته و اکنون دارنده ی دان 7 آیکیدو است . او شخصا با بنیان گذار آیکیدو ، استاد یوشیبا ، کار کرده است (لطفا بنگرید به کتاب روان شناسی فرافردی ؛ کاربرد روان شناسی در مسایل معنوی ، این کتاب به زودی وارد بازار كتاب خواهد شد ) . او همکار نویسنده ی کتاب ارزشمند انگیزش و شخصیت است . از وی کتاب هایی مانند : صوفی گری راستین ، شخصیت و رشد فردی ، قلب ، نفس و روح ، عشق باده است ، حکمت اسلام و من کیستم ؟ به چاپ رسیده است .

گفتار زیر برگرفته از دو کتاب او به نام های قلب ، نفس و روح و صوفی گری راستین است :

روان شناسی عرفانی

سه مفهوم اصلی در روان شناسی عرفانی وجود دارد : نفس (ego) قلب و روح . خاستگاه و مبانی این واژگان قرآنی است و هر یک بر اساس گزارش های عرفانی صوفیان سده های متمادی تشریح شده اند .

نفس

خود ، من یا نفس جنبه هایی از روان هستند بر روی یک پیوستار مورد بررسی قرار گیرند ، و کارکرد بالقوه ای از پست ترین تا بالاترین مرتبه آن به صفات و گرایش های منفی ما اشاره دارد که با هیجان ها ، خواهش ها و لذات آن کنترل می شود . روان شناسی عرفانی هفت مرتبه (سطح ) از نفس را شناسایی می نماید که در قرآن مشخص شده است . فراگرد رشد کمال به کارکرد میان این مراتب بستگی دارد . این هفت مرتبه عبارت اند از : نفس اماره ، نفس لوامه ، نفس ملهمه ، نفس مطمئنه ، نفس راضیه ، نفس مرضیه و نفس صفیه .

قلب

منظور از قلب در روان شناسی عرفانی قلب معنوی (دل) است نه قلب جسمانی ، این دل است که هوش ، بینش ، فراست و آگاهی و خردی ژرف را در بر می گیرد و بارقه ی الهی یا روح را نگاه می دارد و جایگاه معرفت (به معنای گنوسی آن ) و شناخت ژرف معنوی است . آماج صوفی گری ، رشد قلبی  راست نما ، مهرورز و مشفق و رشد آگاهی و بینشی قلبی است که ژرف تر و فراگیر تر از عقل ، یا بینش و آگاهی انتزاعی ذهن است . درست همان گونه که قلب جسمانی خون را به اندام ها می رساند ، دل جان را با خرد و نور معنوی تغذیه و آلایش های صفات شخصیتی را پالایش می نماید . بنابر روان شناسی عرفانی ، هیجان ها از نفس یا خود (self) سرچشمه می گیرند نه از دل .

روح

روح یا جان در ارتباط با الوهیت است ، حتی اگر کسی از این ارتباط نا آگاه باشد . روح هفت مرتبه یا سطح دارد این هفت مرتبه عبارت اند از : جمادی ، نباتی ، حیوانی ، انسانی ، سر ّ (خفی) و سرّالسرّ (اخفا) . هر مرتبه مراحل تحول ، و فراگردی را نمایان می سازد که در رشد خویش می پیماید . جان کل گرا (wholistic) است و به همه ی جنبه های فرد امتداد می یابد : جسم ، ذهن و روان . هر مرتبه ای از جان نیروها و هدایای با ارزشی دارد و فتوری نیز هم . آماج پرورش نیروها و دست یابی به تعادلی میان آن سطوح است . در روان شناسی علمی ، روان شناسی خود (ego psychology) با نفس حیوانی ، روان شناسی رفتار گرا با کارکردهای شرطی شده ی روح نباتی و حیوانی ، روان شناختی با کارکردهای ذهنی روح فردی ، روان شناسی انسان گرا با فعالیت های روح انسانی و روان شناسی فرافردی با هشیاری خود – متعالی و سرّ و سرّالسرّ ، سر کار دارد .

+ نوشته شده در  86/10/21ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

 

تو همانی که می اندیشی

"آرزوی تو فرمان من است" – بخش دوم

 

شالوده های تاریخی در انگاره های اندیشه ی نو

 

راز ذکر کرده است که در انگاره های اندیشه ی نو ریشه دارد که در اواخر سده ی 19 آغاز شد (بنگرید به مقاله های مارکو دلا کاوا (Marco Della Cava) به نشانی www.usatoday.com و تری ملانسون (Terry Melanson) به نشانی www.conspiracyarchive.com] .

 

اساساً، راز... اصول اندیشه ی نو و مسیحیت واحد را جار زده است. آموزگاران راز برای سال ها در اندیشه ی نو/ واحد، و حوزه ی دانش مذهبی دوره دیده و – اکنون "کامیاب" تر از همیشه اند (پیشین).

 

کتاب اندیشه ی نویی دانش توانگری،منبع الهام راندا برن برای فیلم، بر دیگر کتاب های بی شمار اندیشه ی نو، مانند ارتعاش فکر یا قانون جاذبه در جهان اندیشه (1906) اثر ویلیام واکر اتکینسون (William Walker Atkinson)، ویراستار مجله ی اندیشه ی نو، مقدم بود. دیگر کتاب های اندیشه ی نویی که برن برای مطالعه پیش رو داشته است عبارت اند از:

 

... آموزگاران معنوی خود – یاریگر، مانند "سیستم کلید استاد" چارلز اف. هانل (Charles F. Hannel) از 1912؛ اندیشه ها اشیا هستندِ پرینتس مولفورد (Prentice Mulford) از سده ی نوزدهم؛ و راز دوران های رابرت کالیر (Robert Collier) از  (بنگرید به مقاله ی آلن سالکین) 1926. [در ضمن کتاب جیمز آلن که به فارسی برگردان شده هم در این باره بسیار مفید است- م]

 

سکانس شتابان آغاز فیلم تاریخ منتسب به راز را چنین به تصویر می کشد:

 

در سکانس موسوم به، "آن راز مدفون شده بود":

     ▪ متن تابلویی زمردین بر طوماری کپی و به کاهنی سپرده می شود.

     ▪ تابلوی زمردین در نزدیکی اهرام گیزا مدفون می شود.

با سکانس موسوم به، "آن راز مورد طمع واقع شده بود" جریان دنبال می شود:

     ▪ شوالیه ای صلیبی طومار را به کشیش کاتولیکی می دهد.

     ▪ طومار همراه با متن تابلوی زمردین به دست فدیس جرمین کیمیاگر واکاویده می شود (بنگرید به وب سایت فیلم راز).

     ▪ طرحی از حجر الفلاسفه در حجره ی یک کیمیاگر (بنگرید به مقاله ی تری ملانسون).

با سکانس موسوم به، "آن راز مدفون شده بود" جریان ادامه می یابد:

     ▪ مجموعه ای از صحنه های کوتاه در میتینگی در تالاری امروزی.

 

تجسم انگاره های اسبق نهضت اندیشه ی نو

 

وب سایت راز ذکر می کند که تابلوی زمردین، احتمالاً از هرمس تریس مگیستوس (احتمالاً یکی از "آموزگاران راز")، "به عنوان یکی از مهم ترین اسناد تاریخی شناخته شده ی بشری " است (بنگرید به وب سایت فیلم راز). برن ادعا می کند که ضبط اولیه ی "راز" بر روی تابلوی زمردین حک شده است، روزی کروشن ها- یک "نظام محرمانه که به بسیاری از انگاره های راز عقیده داشت"- بعدها آن را دنبال کردند (بنگرید به مقاله ی تری ملانسون). به عضویت احتمالی ویکتور هوگو و لودویگ ون بتهوون در این نظام هم به اندازه ی کار ادعایی نیوتون در برگردان تابلو اشاره شده است (بنگرید به وب سایت فیلم).

 

کارولین ساخاریاسون (Carolyn Sachariason) از آسپن تایمز،هنگامی که درباره ی قصد برن برای به اشتراک گذاشتن راز با جهانیان توضیح می دهد، روزی کروشن ها (می توانید درباره ی آن ها در بخش روان شناسی مدیتیشن بیش تر بخوانید- م) را به عنوان حاملان راز معرفی می کند:

 

تسلط بر زیستن [آموزه ای روزی کروشنی همانند راز] دیر فهم نیست، ولی راز سنت روزی کروشن ها برای هزاران سال حفظ و حراست شده، و تنها به کسانی نشان داده شده است که آرزوی راستین شان را برای رانستن آن اثبات کرده اند (بنگرید به مقاله ی او در نشانی www.aspentimes.com).

 

در فیلم نه از "تابلوی زمردین" سخنی هست و نه از "روزی کروشن ها"، هر چند، در نقاطی کلیدی- در درخششی غیر محسوس- تصویر پرده به سرعت بر واژه ی "روزی کروشنی" زوم می شود (بنگرید به مقاله ی تری ملانسون).

 

عناصر سکانس آغازین

 

بسیاری از عناصر در سکانس های سینمایی و تاریخی در آغاز فیلم به سرعت می گذرند و در فیلم یا روشن نمی شوند یا به هیچ وجه به آن ها اشاره ای نمی شود (به استثنای عنصر روزی کروشن- به ترتیب ظهورشان فهرست شده اند):

 

عناصر

(برای ملاحظه ی این عناصر می نوانید به دانش نامه ی بر خط ویکیپدیا ذیل the secret مراجعه بفرمایید).

 

تولید

 

فیلم از همکاری پرایم تایم پروداکشنز از ملبورن استرالیا با راندا برن، مجری تولید، پاول هرینگتون، تولید کننده، و درو هریوت، کارگردان به وجود آمده است. گوزر مدیا (Gozer Media) از کالینگوود، در حومه ی ملبورن، عهده دار مکان طرح سبک و احساس فیلم و کتاب است (بنگرید به وب سایت فیلم و www.gozer.com.au). شرکت تی اس پروداکشن ال ال سیِ برن (TS Production LLC)، و شرکت هرینگتون، عهده دار فروش و توزیع فیلم و کتاب است (بنگرید به مقاله ی رابینسون راسل در نشانی www.news.com.au). بیرنه درباره ی تحقیقی که پیش از ساختن فیلم انجام داده است توضیح داد:

 

پس نشستم و فهرست بزرگی از همه ی چیزهایی که باید می خواندم تهیه کردم... و وقتی فهرست را تمام کردم آن را به ایشان دادم [گروه تولید فیلم]. ایشان گفتند این غیر ممکن است، تو نمی توانی این همه کتاب را ظرف یکی دو سال بخوانی، و من همه ی آن ها را ظرف دو سال و نصف هفته خواندم- و خب، حاصل آن فیلم راز است (بنگرید به دو مصاحبه با راندا برن در نشانی www.nibenna.com.au).

 

منبع الهام برن برای ساخت فیلم مطالعه ی کتاب دانش توانگری (1910) اثر والاس دی. واتلس (Wallace D. Wattles) بود (بنگرید به مقاله ی جری آدلر). فیلم به عنوان طرحی برای کانال 9 شبکه ی تلویزیونی استرالیا انجام شد. کانال 9 کم تر از 25% از طرح سه میلیون دلاری  [بنگرید به مقاله ی ژاسینتا ابوخاطر (Jacinta Le Plastrier  Aboukhater  در نشانی www.theage.com.au] به اضافه ی هزینه ی رهن خانه ی برن و سرمایه گذاری برای باب رینوان (Bob Rainone) "مجری پیشتاز اینترنت در شیکاگو" (بنگرید به مقاله ی آلن سالکین) را متحمل شده است. رینوان به سی یی او (CEO) یکی از شرکت های برن را، به سیکرت ال ال سی (Secret LLC) تبدیل کرد، و بیرنه آن را به عنوان "هدیه ای آسمانی" توصیف کرد (بنگرید به کتاب راز).

 

از مصاحبه هایی که در جولای و آگوست 2005 انجام شده بود فیلمبرداری شد با تدوین "مؤثری که کار را نزدیک کریسمس تمام کرد" (بنگرید به مقاله ی بتسی کازی). با حدود 55 آموزگار (بنگرید به مقاله ی ابوخاطر) و نویسنده در لوکیشن هایی شامل شیکاگو، آسپین، آلاسکا (بنگرید به مقاله ی بتسی کازی) و مکزیک (مکان مصاحبه با ایستر هیکس) مصاحبه شد (بنگرید به نامه ی هیکس). فیلم در "تدوین مطول" از 24 نفر از این آموزگاران بهره می گیرد. تدوین اولیه بیست و پنجمین آموزگار، ایستر هیکس، را نمایان کرد که "به عنوان برجسته ترین مفسر قانون جاذبه" (بنگرید به مقاله ی آلن سالکین) شناخته می شود.

از نخستین انتشار دی وی دی، ایستر هیکس، با ذکر موارد قراردادی در نامه ای به دوستان، از ادامه ی کار با طرح منصرف شد (بنگرید به نامه ی هیکس). سهم 10 درصدی او از قروش به هیکس ها 500000 دلار سود رساند (بنگرید به مقاله ی آلن سالکین). در نتیجه، صحنه هایی که با ایستر هیکس گرفته شده بود، در عوض با لیزا نیکولز و مارسی شیموف (بنگرید به آلن سالکین) روایت می شود. هیچ کس جانشین هیچ یک از "آموزگاران راز" دیگر برای حضورشان در فیلم نشد- این مطلب را باب پراکتور در گفت و گویی (بنگرید به مقاله ی سینتیا مک فادن (Cynthia Mcfadden) به نشانی www.abcnews.go.com] در نایت لاین (راه شب) فاش کرد (همان).

 

بتسی کازی، یکی از تولیدکنندگان، کارگردانان، و فیلم نامه نویسان What the Bleep Do We Know!? با پاول هرینگتون، تولید کنندگان مشترک راز، مصاحبه کرد. در این مصاحبه، هرینگتون روش تولید برن را چنین توصیف کرد:

 

ما قانون جاذبه را طی ساخت برنامه به کار می بردیم. به اصطلاح برنامه ریزی و تنظیم بودجه، خیلی غیر قراردادی شده بودیم. اجازه می دادیم تا چیزها به سوی ما بیایند... ما واقعاً ایمان داشتیم که چیزها به سوی ما می آیند (بنگرید به مقاله ی بتسی کازی).

 

کانال 9، پس از دیدن فیلم کامل شده، تصمیم گرفت آن را پخش نکند. و قرار داد جدیدی با همه ی فروشندگان دی وی دی طرف قرارداد با شرکت های بیرنه (پرایم تایم و سیکرت ال ال سی) منعقد کرد. در توصیح این کار، لن دونز (Len Downs) از کانال 9 گفت: "ما آن را دیدیم و خیال پخش کردن آن را نداشتیم". از قضا، فیلم در سوم فوریه ی 2007 از کانال 9 پخش شد (بنگرید به مقاله ی ابوخاطر). داونز گزارش کرد که: "آن چندان هم موفق نبود" (بنگرید به مقاله ی جری آدلر).

 

بازاریابی

بسته بندی

 

" ایشان [برن و انتساراتی های وابسته] نمای زیبایی برای کتاب ها، دی وی دی ها، و سی دی های شان ساخنتد و موادی که زیبا یی شناسی 'رمز داوینچی' را تداعی می کند به کار بردند، کاغذ پوستی زیبا، قلم و دوات و مهرهای مومی." (بنگرید به مقاله ی وی به نشانی www.salon.com)

-         پیتر بیرکن هد (Peter BirkenheadSalon.com

 

فیلم به عنوان "بسته بندی شکیل مجدد" قانون جاذبه (بنگرید به مقاله ی دنیس فلایم)، مفهومی برخاسته از انگاره های اندیشه ی نوی شده ی 19 توصیف شده است (بنگرید به مقاله ی تری ملانسون). در تولید فیلم، قانون جاذبه تعمداً با تمرکز روی "افزایش ثروت"- متفاوت از خاستگاه معنوی اش "عرضه شد" [بنگرید به مقاله ی جین لامپمن (Jane Lampman) به نشانی www.csmonitor.com]. یکی از حامیان فیلم می گوید" "ما آرزو داشتیم که فیلم برای گروه زیادی به نمایش در آید، و پول مهم ترین چیز در اذهان گروهی است" [بنگرید به مقاله ی جفری رسنر (Jeffry Ressner) به نشانی www.time.com].

 

 انتخاب "راز" به عنوان درونمایه ی بسته بندی فیلم یک جزء مهم از محبوبیت فیلم به شمار رفته است:

 

دوناوین بنس (Donavin Bennes)، خریداری که در بخش متاقیزیک برای بوردرز بوک ویژه کاری می کند می گوید: "نام گذاری آن به عنوان 'راز' یک حرکت زیرکانه ی باور نکردنی است. ما همه دوست دارین مرموز باشیم. ولی ارائه ی آن به عنوان راز، درخشان بود" (بنگرید به مقاله ی جری آدلر).

 

منتقدان- ظاهراً در توصیف بسته بندی فیلم- فیلم را با عناوین ذیل توصیف کرده اند:

 

     ▪ "پیترای بی مایه ای" در ژانر کسالت بار خود- یاری (بنگرید به مقاله ی جری آدلر).

     ▪ "سینمایی مؤکد" و "برانگیزاننده با تصاویر و هیجان ها به جای منطق" (بنگرید به مقاله ی گرگ بیاتو)

     ▪ ملقمه ای از آتنونی رابینز و رمز داوینچی (بنگرید به مقاله ی کارین کلین).

     ▪ "اینفومرسیال (نوعی پیام بازرگانی) های رازهای ناگشوده (یک برنامه ی تلویزیونی در آمریکا)" (بنگرید به مقاله ی گرگ بیاتو)

 

 

+ نوشته شده در  86/09/09ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

 

"آرزوی تو فرمان من است"

به بهانه ی پخش چند باره ی فیلم راز از شبکه ی چهار سیما

 

ذره ذره کاندر این ارض و سماست

جنس خود را همچو کاه و کهرباست

 

چندی پیش (خرداد یا تیر امسال) شبکه ی چهار سیما در برنامه ی سینما ماوراء فیلمی به نام "راز" را پخش کرد که مرا پای جعبه ی جادو میخکوب کرد و قدرت چشم بر هم زدن را از من گرفت. فیلم، تن یافتگی انگاره هایی بود که با آن ها زیسته بودم و به حکم "خوشتر آن باشد که سر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران" بسی به ذائقه ام خوش آمد. فیلم، مانند هر اثر تأثیر گذار دیگری، موجی از موافقت ها (برای نمونه بنگرید به www.forum.p30world.com) و مخالفت ها (برای نمونه بنگرید به www.yek.ir) را بر انگیخت (ناگفته نماند که این واکنش جهانی است). در محفل دوستان هم آن را به بحث نشستیم. از آن جا که مزه ی آن هنوز زیر زبانم بود، مطلب را بیش تر پی گرفتم و ابتدا نسخه ی دوبله شده ی آن را به دست آوردم و بعد نسخه ی زبان اصلی آن به لطف یکی از دوستان به دستم رسید. دیدن دوباره و چندباره ی آن مرا بسیار به فکر برد که این اندیشه قدیمی را چه زیبا خلعتی نو پوشانده اند و چه بسا تجربه ها به زیبایی نمایشی شده اند. پیرامون آن به تفحص پرداختم و این مقاله را برای گزارش انتخاب کردم. البته، لازم به ذکرست که این مقاله را نزدیک به یک ماه پیش با الهام از دانش نامه ی بر خط ویکیپدیا و به بهانه ی پخش چند باره ی فیلم "راز" (در اواخر مهر یا اوایل آبان ماه) از شبکه ی چهار سیما آماده کردم ولی متأسفانه به دلیل برخی گرفتاری ها تکمیل و ارائه ی آن به درازا کشید. اکنون نخستین بخش از آن:

 

کارگردان: درو هریوت (Drew Heriot)

تولید کننده: راندا برن (مجری تولید)، پاول هرینگتون (تولید کننده)

توزیع: پرایم تایم پروداکشنز (Prime Time Productions)

محصول: 26 مارس، 2006

زمان: 87 دقیقه

زبان: انگلیسی

سایت رسمی: www.thesecret.tv

 

فیلم راز،که تولید و توزیع پرایم تایم پروداکشنز است، مجموعه مصاحبه ها و نمایش هایی را در رابطه با "قانون جاذبه" در بر دارد. فیلم که به شکل دی وی دی، و بر خط توزیع شده است، و انتشار کتاب پی آیندش (که به فارسی هم در آمده است- م) به همان نام و با همان موضوع فیلم، توجه چهره های سرشناس رسانه ای مانند اپراح وینفری (Oprah Winfrey)، الن دی جنرس (Ellen DeGeneres)، و لری کینگ (Larry King) را به اندازه ی مطبوعات جریان اصلی به خود جلب کرده است.

 

چکیده

 

راز، که به عنوان فیلمی خود – یاریگر توصیف شده است [اشاره به مقاله های کارین کلین (Karin Klein) از لس آنجلس تایمز و جری آدلر (Jerry Adler) از نیوزویک]، برای ارائه ی "قانون جاذبه" از شکلی مستند بهره می گیرد. این قانون "رازی" است که به گفته ی برچسب آن: "برای رسیدن به شما از چند کشور سفر کرده است". فیلم تجربه ها و مصاحبه های نمایشی گروهی از استادان استحاله ی شخصی، پیام آوران معنوی، استادان فنگ شویی، و خبرگان پول سازی [اشاره به مقاله ی "رازِ راز" نوشته ی گرگ بیاتو (Gerg Beato) از ریزن مگزین (Reason Magazine)] را نمایان می کند. همان گونه که بر تارک فیلم نقش بسته است، اصل "قانون جاذبه" ثابت می کند که افکار و احساسات مردم رویدادهای واقعی در جهان، از کارکردهای کیهانی تا تعامل میان افراد در کارهای جسمانی، هیجانی و حرفه ای را به زندگی ایشان می کشاند. هم چنین فیلم مطرح می کند که نزد کسانی که بر مسند قدرت اند برای پنهان نگه داشتن این راز از دست عوام گرایشی نیرومند وجود داشته است. در پیش نمایش ها یا "سر نخ" های فیلم، مردانی نشان داده شده اند که "پرده از راز برداشتند...".

 

عقاید

 

جولی آن استور، بنیام گذار نیبانا (سیدنی) در یک بررسی از عقاید فیلم، گزارش می کند: "آن همه با شکرگذاری آغاز می شود" (می توانید مقاله ی او را در www.nibbana.com.au ببینید) و استفانی ویتاکر از گازتِ مونت رئال می نویسد: "طرفداران ... درباره ی فراستی کیهانی سخن می گویند که به آرزوهای ما پاسخ می دهد". فیلم بیننده را تشویق می کند که "جهان را مانند کاتالوگی" ببیند [بنگرید به مقاله ی استفانی ویتاکر با نام "جاذبه ی راز" در www.canada.com] "که می توانیم از روی آن سفارش بدهیم و خرید کنیم" [بنگرید به مقاله ی والری ریس (Valerie Reiss) در www.beleifnet.com]. و توصیه می کند که خودمان را با افراد "مثبت" احاطه کنیم [بنگرید به مقاله ی دنیس فلایم (Denise Flaim) در www.tmcnet.com]. تخته های تجسم و رؤیا (در فیلم فارسی تابلوی تجسم- م)- هر چیزی که شخص بر روی آن تصویرهایی از چیزهایی که می خواهد داشته باشد را قرار داده است- به عنوان کمک هایی برای تجلی بخشیدن به آرزوها سفارش شده اند [بنگرید به مقاله ی تونیا زلینسکی (Tonya Zelinsky) در www.canada.com]. پاول هرینگتون (Paul Harrington)، تولید کننده ی مشترک فیلم، از اسکرین سیور رایانه اش به عنوان یک تخته ی تجسم بهره می گیرد [بنگرید به گفت و گوی بتسی کازی (Betsy Chasse) با هرینگتون در www.whatthebleep.com]. راز سه گام ضروری- "طلب کردن، باور داشتن، دریافت کردن" را به عنوان اساس قانون جاذبه فهرست می کند. در تدوین اولیه (نخست) ایستر هیکس این سه گام را چنین فهرست کرد: "طلب کردن، جواب دادن، دریافت کردن". در نخستین تدوین، او گام "جواب دادن" را به عنوان "پاسخی به آن چه شما درخواست می کنید... چیزی که جهان برای شما انجام می دهد" توصیف می کند. (هیکس ادامه ی همکاری با طرح را نپذیرفت، موارد قراردادی در نامه ای به دوستان ذکر شده است) (بنگرید به www.andydooley.com).

 

آموزگاران قانون جاذبه

 

فیلم با "حرفه ای ها" و نویسندگانی در زمینه های فیزیک کوانتوم، روان شناسی، متاقیزیک، مربی گری، الهیات، فلسفه، مالی، فنگ شویی، پزشکی و رشد شخصی به گفت و گو نشسته است، که به عنوان "آموزگاران راز" منتسب اند. برخی از این افراد، در وب سایت های شان، فیلم و ارتباط شان با آن را ترویج می کنند. تعداد اندکی از ایشان که تنها حضور کوتاهی داشته اند به طور خاص از قانون جاذبه صحبت نمی کنند، چرا که پشتیبانی شان از مفاهیم بر پایه ی انگاشت بیننده است.

افرادی که بر "قانون جاذبه" تمرکز می کنند، در فیلم مصاحبه شده اند، و بعدها در نمایش های برجسته ی تلویزیونی آمریکا ظاهر شده اند، عبارت اند از: جان آساراف، دکتر مایکل بکوید، دکتر جان دمارتینی، باب پراکتور، جک کانفیلد، جیمز آرتور ری، دکتر جو ویتالی، لیزا نیکولز، مری دایموند، و دکتر جان گری. دیگر افراد درگیر در فیلم، که از اعتقاد راسخ شان به قانون جاذبه سخن گفته اند عبارت اند از: ایستر هیکس [بنگرید به مقاله ی آلن سالکین (Allen Salkin) از نیوزویک]، [تنها در تدوین اولیه. این همان تدوینی است که از شبکه ی چهار سیما پخش شد- م (بنگرید به www.youtube.com)]، مایک دولی، باب دویل، دیوید شریمر، و مارسی شیموف. دیگرانی که در فیلم مصاحبه شده اند، و کسانی که نظراتی بسیار شبیه بدون اشاره ی دقیق به عبارت قانون جاذبه داشته اند عبارت اند از: لی براور، هیل دوسکین، کتی گودمن، موریس گودمن، دکتر جان هگلین، بیل هریس، دکتر بن جانسون، لورال لانگمی یر، دکتر دنیس ویتلی، نیل دونالد والش، و دکتر فرد آلن ولف (همه ی نام ها مطابق با فیلم دوبله تنظیم شده اند تا خواننده بتواند به راحتی آن ها را به یاد آورد).

فیلم همچنین نقل قول هایی از چهره های تاریخی را در بر دارد که ادعا می کند "آموزگاران راز" بودند. راندا برن (Rhonda Byrne)، تولید کننده ی فیلم، در آن متن با صدا بر روی صحنه در فیلم گفت: "باورم نمی شد که تمام این افراد از آن اطلاع داشتند. آن ها بزرگ ترین چهره های تاریخ بشری بودند" (طبق متن دوبله شده – م). و به ایشان به عنوان "آموزگاران گذشته ی راز" اشاره می کند. کسانی که نام برده شدند عبارت اند از: هرمس تریس مگیستوس، بودا، ارسطو، دبلیو. کلمنت استون، افلاطون، اسحاق نیوتون، مارتین لوتر کینگ، کارل یونگ، ویکتور هوگو، هنری فورد، رالف والدو امرسون، توماس ادیسون، آلبرت انیشتین، رابرت کالیر، وینستون چرچیل، اندرو کارنگی، ژوزف کمبل، الکساندر گراهام بل، و لودویگ ون بتهوون (بنگرید به آموزگاران راز در وب سایت فیلم).

 

+ نوشته شده در  86/09/09ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

فرافردی 2:

 

 

معرفی یوگای مولوی (Rumi Yoga)

 

"مولوی درمان می کند، نو می کند، الهام می دهد و برای انجام دادن کارهای بزرگ نیروی مان می بخشد و با نزدیک تر کردن مان به خدا احساسی از ایمنی می آفریند".            – دکتر دیپاک چوپرا

 

در سالی که به مناسبت هشتصدمین سالگرد زاد روز (زاد روز مولانا سی ام سپتامبر سال 1207 میلادی است) عارف هزاره- مولانا جلال الدین محمد بلخی- از سوی سازمان فرهنگی یونسکو، سال مولوی نامگذاری شده است [2007, The 800th Anniversary of Jalal Edin Rumi (Mowlana)]، به سهم خود در یکی از بخش های فرافردی به معرفی یوگای مولوی می پردازم. باشد تا به میراث باستانی و گران سنگ خویش بیش تر ارج نهیم و آن را بهتر بازشناسیم.                    – محمد رضا چنگیز (آبان86)

 

"یوگای مولوی یکی از سریع ترین یوگاهای در حال گسترش در لس آنجلس است". –Searchila.com         

با تمرین یوگای مولوی یک رقاص، رقاصی بهتر، یک دانشمند، دانشمندی بهتر، یک پزشک، پزشکی بهتر، یک مدیر، مدیری بهتر، و یک موسیقی دان، موسیقی دانی بهتر تواند شد. مورد کارورز یوگای مولوی، استاد ویولن، لرد یهودی منوهین (Lord Yehudi Menuhin) که تا پایان عمر آثار مولانا را با خود داشت می تواند بهترین نمونه ی آن باشد که استاد یوگای خود را نه به عنوان بهترین آموزنده ی یوگا بل که به عنوان بهترین استاد ویولن معرفی می کرد! آثار مولوی برای سده های متمادی در غرب خوانده شده و از منابع رالف والدو امرسون و گئورگ فردریک هگل بوده است. هم چنان که برای بسیاری از نویسندگان برجسته ی دیگر... . به گفته ی کریستین ساینس مونیتور (Christian Science Monitor) آثار مولوی در ده سال گزشته پر قروش ترین آثار در آمریکا بوده اند. به نقل از آژانس فرانس پرس پروژه ای 25 میلیون دلاری برای ساخت فیلمی بر اساس زندگانی مولانا و با بازی ستارگان هالیوود مانند دانیل دی لوییس، رابرت دنیرو یا آلپاچینو در جریان است.

 

"رومی لطیف ترین شورها را در جان ما بر می انگیزد".       – مدونا

 

چرا یوگای مولوی: یوگای مولوی روشن مان می کند تا با زندگی و با کسانی که دوست شان داریم با جست و جوی عشقی تازه، آزادی و اقتدار ارتباط برقرار کنیم. روش رویکرد ما به جهان و روش رویکرد جهان به ما دگرگون خواهد شد. یوگای مولوی اسبق نیست. رویکردی دم به دم به زنده بودن است که با عشق الهی و جذبه ی عرفانی نماد پردازی می شود. یوگای مولوی بسی بیش تر از وضعیا های ماهرانه ی عشق، یا مراقبه در کوهساران، یا تنفس، یا تغذیه برای تطهیر کردن خویش است. در یوگای مولوی عشقی را تجربه خواهیذ کرذ که سلطه و قید قلبی بر قلب دیگر را جاودانه از میان خواهد برد. یوگای مولوی ارزشی عملی، و منطبق با زندگی واقعی در ارتباط با بی یقینی ها، اصطراب ها، ترس ها و افسردگی ها دارد. افرادی که یوگای مولوی را تمرین می کنند اهل گردشگاه تصور ناپذیر زندگی [و اهل همه حای زمین] اند، هم چنان که خود مولوی از مرزهای فرهنگی، اجتکاعی، اقتصادی و ملی بر می گذرد. یوگای مولوی به قطع متفاوت تر از همه ی چیزهایی است که کسی تاکنون آموخته یا تمرین کرده است، چرا که بافت آن بی همتا و ژرف است ... . این ها سخنان دکتر میر وحید (Mir Vahid, Ph.D) یکی از بنیان گذاران یوگای مولوی است. دکتر میر، رییس انجمن استاد یوگا (Yoga Teacher Association) در کالبفرنیای جنوبی و یکی از اعضای انجمن روان شناسی آمریکا (APA) است. رویکرد دکتر میر وحید، رویکردی کل نگرست. او با یک چشم انداز ژرف روان شناختی کار می کند که بر روح (روان) و قابلیت های ذاتی هر فرد برای درمان و حرکت به سوی کل پای می فشارد. دکتر میر در بخش نیاز به یوگای مولوی چنین می نویسد:

نیاز به یوگای مولوی: تجربه ی جدایی اصطراب را بر می انگیزد، و بی تردید، سرچشمه ی همه ی اضطراب هاست. آگاهی از جدایی انسان، بدون باز پیوست عشق- سرچشمه ی شرم است. و همهنگام سرچشمه ی ترس، گناه، و اضطراب است. دانستنش آسان است که کلام و وضعیت های مولانا در طول زندگی بیانگر اشتیاق وصف ناپذیر برای پیوستن به عشق ازلی و ابدی است؛ که از فراز هشت سده، در زمانه ی عبوس ما با ما سخن می گوید، و نه تنها چنین بینشی را بل که تجربه ی یوگایی را پیشنهاد می دارد که اتحاد با خود الهی نامیده می شود.

در سده ی بیست و یکم، جدایی، بی یقینی، و اضطراب مردم را واداشته است تا از مفهوم عشقی جهانی ئ ممکن دانستن آن دست شویند. هر زن و مردی، از هر سن و فرهنگی، با پرسش های یکسانی روبروست: چگونه بر جدایی غلبه کنیم؟ چگونه به اتحاد با یک دیگر برسیم؟ و چگونه زندگی فردی خویش را تعالی دهیم و به اتحاد با "خود راستین" (Self) برسیم؟ - درباره ی تفاوت میان Self و self لطفاً بنگرید به کتاب روان شناسی فرافردی. م-

اکنون، برای نخستین بار در آمریکا، با کمک همکارانم از اروپا و خاور میانه [مانند دکتر دیپاک چوپرا (چوپرا پیش تر دو کاست بسیار زیبا از اشعار مولانا با نام هدیه ی عشق – A Gift of Love- با همکاری بسیاری از ستارگان موسیقی و سینما مانند مدونا، دمی مور، مارتین شین، گلدی هاون، آنتونیو باندارس و بسیاری دیگر ساخته بود)، اسکار سانچز (برنده ی جایزه ی صلح نوبل سال 1986)، روبرتو ساویو، ریکی مارتین، بتی ویلیامز (برنده ی جایزه ی صلح نوبل سال 1976) و چند تن دیگر- م)، وضعبت های ماهرانه ی عشق و اشعاری را که رومی "شاعر دل" [لقبی که در غرب به مولانا داده اند. چند سال پیش هم مستندی به همین نام یعنی Rumi; The Poet of Heart ساخته شد که مرا بسیار به وجد آورد- م) برساخته است را گرد آورده ایم. آن ها برگردان های سر راست نیستند بل که "حالاتی" هستند که ما به عنوان وضعیت ها و عبارت های مشخصی گرفته ایم که از اصل فارسی تابیده اند، دهش زندگی برای رسیدن به یقینی تازه ولی با حفظ جوهر شرچشمه ی وحدت آن.

 

" رومی چنان ما را به رقص زندگی بر می انگیزد که می توانیم اسرار هستی را جشن بگیریم". – دمی مور

+ نوشته شده در  86/08/29ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

هرم نیازهای مزلو و روان شناسی پیشرفته ی یوگا

نوشته ی سوامی جنانشوار بهاراتی

برگردان محمد رضا چنگیز

 

 بنا بر روان شناسی یوگا، سه سطح رشد، تجربه، یا هستی دیگر وجود دارد که فراسوی پنج نیاز اساسی ساسله مراتب نیازهای مزلو هستند.

 

 آبراهام مزلو (نام او را به صورت مازلو، ماسلو و مسلو هم نوشته اند- م. همه ی توضیحاتی که از مترجم است با حرف «م» مشخص شده اند. مابقی ازان نویسنده اند.) الگویی از روان شناسی رشد را معرّفی کرد که نه تنها در زمینه ی روان شناسی بی اندازه معروف شد، بل که در مدیریت و دیگر علوم انسانی نیز هم (برای آگاهی از نظریّات مدیریتی مزلو لطفاً بنگرید به کتابِ مازلو و مدیریت- م). سلسله مراتب نیازهای مزلو پنج مرحله ی تکاملی را توصیف می کند، که بر پایه ی چیزی استوارست که مزلو آن را نیازهای انسانی می نامد. از این رو، الگوی وی به عنوان سلسه مراتب نیازهای مزلو معروف شده است. در سال های واپسین عمرش، او الگوی خویش را بسط داد تا سطوح عالی تر تجربه ی انسانی را در بر بگیرد.

 

برای فهمیدن این گفتار، لازم است درک شود که یوگا با ذهن و استعلا (ورارَوی) سر و کار دارد، نه با کالبد جسمانی، چنان چه که در بد فهمی نوین هست.

 

یوگا به راستی درباره ی ذهن و استعلا (ورارَوی) است: برای مطالعه ی این گفتار فهم این نکته بایسته است که یوگا در سال های اخیر به طرز معنی داری بد فهمی شده است، مردم به این باور رسیده اند که یوگا یک برنامه ی تمرین جسمانی است. مهم است بدانید که شما آشکارا می توانید درباره ی ارتباط میان روان شناسی یوگا و روان شناسی چنان که ما غالباً آن را می فهمیم مطالعه کنید (برای آگاهی بیش تر لطفاً بنگرید به ادیان و مکتب های فلسفی هند، فصل چهاردهم، صص724-625- م)، به خصوص این جا بر الگوی رشد روان شناختی مزلو تمرکز شده است. یوگای اصیل، که شاید تمرین بدنی به عنوان شالوده را نیز در بر دارد، به راستی درباره ی رویاروی، امتحان، کشف، ادغام و تعالی سطوح بسیار، جریان ها و جریان های مخالف دهن است (لطفاً برای آگاهی از یوگا و تاریخچه ی آن بنگرید به دیباچه ی بادهای مخالف- م).

 

روان شناسی یوگا فرایندی تکاملی است: همسنجی مراحل روان شناسی یوگا با مراحل سلسله مراتب نیازهای مزلو در این جا به عنوان راهی برای تشریح سرشت یوگا به عنوان فرایند خود آگاهی یا خود گشودگی تکاملی ارائه شده است، که به سطوح خاموش و عالی تر رشد یا تجربه ی آدمی نایل می شود. روان شناسی یوگا با زیستن در جهان و هم چنین به واسطه ی دست یابی به هشیاری متعالی تر آدمی با استعلا (ورارَوی) سر و کار دارد.

هم چنین بنگرید به دیگر گفتار مرتبط: سطوح هشیاری و تمرین (نمایه ی گفتارها)

 

سلسله مراتب نیازهای مزلو: مزلو تشریح می کند که آدمی پنج سطح نیاز دارد، که هر یک بر فراز دیگری بنا شده است. برای رشد سطح بالاتر بعدی کامل گری، یکپارچگی، ادغام، یا ثبات منطقی در سطح یا سطوح پایین ترلازم است. هنگاهی که این کامل گری نسبی در مرحله ای روی می دهد، میل یا اشتیاق برای سطح بالاتر بعدی به هنگام به طور خودکار پیدا می شود (برخی بر این نظریه خرده گرفته اند که افرادی دیده شده اند که به رغم ارضا نشدن نیازهای اوّلیّه شان در پی بر آوردن نیازهای رده ی بالاترند. خود مزلو به این ایراد پاسخ داده است و آن را ترتیب وارونه ی نیازها نامیده است- م).

 

نیازهای تن- کار شناختی (یا زیست شناختی- م): این ها نیازهای اوّلیّه اند، که عبارت اند از غذا، آب، هوا و خواب بدون این ها، حیات جسمانی خود به خود ناممکن است.

 

نیازهای ایمنی: همین که نیازهای تن- کار شناختی مرتفع می شوند، نیازهایی برای سبک زندگی و محیط ایمن به وجود می آیند. این نیازها می توانند خانه سازی ایمن، امنیّت مالی، امنیّت شغلی و به همان اندازه امنیّت جسمانی، روانی و هیجانی و رهایی از تهدید شدن (رهایی از نیروهای تهدید کننده ای مانند بیماری، ترس، اضطراب، خطر، و هرج و مرج- م) را در بر گیرند.

 

نیازهای اجتماعی (یا نیازهای محبت و تعلق پذیری- م): فراسوی نیازهای ایمنی نیازهای وابستگی جان می گیرند، مانند داشتن خانواده، دوست و اجتماع. این نیازها در بردارنده ی محبت کردن و محبت دیدن و مراقبت است.

 

نیازهای احترام: با نیازهای اجتماعی سالم، نیازهایی برای محترم شمردن خویشتن، موفقیت، و تقدیر از سوی دیگران فرا می رسند. مزلو بعدها با تمایز نهادن میان این نیازها و نیازهای خود- شکوفایی آن ها را اصلاح کرد. نیازهای زیبا شناختی و دانش هم وجود دارند (برخی این دو نیاز آخری را دو طبقه ی جداگانه در هرم نیازهای مزلو دانسته اند- م).

 

خود- شکوفایی: اوج سلسله مراتب اوّلیّه ی نیازهای مزلو به عنوان انسانی زنده در جهان دست یابی هر کس به بالاترین توان بالقوه است، که جست و جو و تجلّی عدالت، خِرَد، خیرخواهی و خلاقیّت را در بر می گیرد. این سطح از بازشناسی رشدی شالوده ی اصلی جنبش روان شناسی انسان گرا بود، که گاهی پیرو "نیروی نخست" که روان شناسی ژرفای ساخت خود و "نیروی دوم" که روان شناسی رفتار گراست "نیروی سوم" روان شناسی خوانده می شود.

 

سلسله مراتب نیازهای تجدید نظر شده ی مزلو: مزلو در سال های واپسین عمرش (مزلو این نظریّه را اوّل بار به سال 1945 در مقاله ای با عنوان نظریّه ای در باب انگیزش آدمی ارائه داد. این نظریّه بعدها در دهه ی 70 و 90 بازنگری شد- م)، سطح ششمی درباره ی استعلا (ورارَوی) و فرافردی به سلسله مراتب نیازها افزود. این برای بازشناسی واقعیّت هایی بود که  "بر شده" اند و یا فراسوی همه ی پنج سطح نیازهای نخستین اند (مزلو بعدها رأس هرم را برای افزودن نیازهای ورارَوی فردی جدا کرد که گاهی به عنوان نیازهای معنوی بدان اشاره شده است- م). حتّی پنجمین مرحله ی خود- شکوفایی ( "(1) اصطلاحي که در اصل بوسيله نظريه‌ پرداز عضوي‌نگر، کورت گلداشتين، براي انگيزه واقعيت بخشي به تمام استعدادهاي بالقوه خود شخص مورد استفاده قرار گرفت. در ‌اين ديدگاه، ‌اين انگيزه برترين ‌يا بعبارت درست‌تر تنها انگيزه واقعي شخص شمرده مي‌شود و باقي انگيزه‌ها تظاهرات آن هستند. (2) در نظريه شخصيتي آبراهام مزلو، سطح نهائي رشد روانشناختي، که وقتي تمام نيازها و فرانيازها برآورده گرديد و «شکوفائي» تمام استعدادهاي بالقوه شخص عملي شد، بدست مي‌آيد. معاني 1 و 2 با هم شبيهند. براي گلداشتين ‌اين پديده‌ يک انگيزه بود و براي مزلو سطحي از رشد. اما کيفيات ابراز شده براي هر دو آن‌ها مشابه بود: استقلال، خودمختاري، ميل به برقراري دوستي‌هاي معدود اما عميق، احساس «فلسفي» شوخي، ميل به مقاومت در مقابل فشارهاي بروني و برتري کلّي بر محيط تا کنار آمدن صرف با آن. لطفاً بنگرید به فرهنگ جامع روانشناسي و روانپزشکي، ص1362. راجرز هم به مفهوم خود- شکوفایی اشاره کرده است- م) را هم شامل می شد. روان شناسی فرافردی به عنوان "نیروی چهارم" روان شناسی شناخته شد (لطفاً برای آگاهی بیش تر بنگرید به کتاب روان شناسی فرافردی؛ نیروی چهارم روان شناسی از همین قلم که هم اینک مراحل مختلف چاپ را می گذراند).

 

جالب است که با وجود آن که به طور گسترده سلسله مراتب نیازهای پنج گانه ی مزلو معروف، درباره ی آن نوشته یا اندیشیده شده است، نوشته و سخن بسیار کمی درباره ی سطح ششم افزوده ی او وجود دارد. شاید آن برای بیش تر روان شناسی، تجارت و دیگر کتاب ها، نشریّه ها و مجلّه های رشد انسانی به خوبی درک نشده است از این رو مردم اندکی در تن یافتگی جاری شان به این سطح رشدی می رسند.

 

باید توجّه داشت که تفاوت بسیاری میان خود- شکوفایی و تحقّق ذات وجود دارد (در روان شناسی اصطلاح تحقّق نفس یا تحقّق ذات معادل غیر فنّی خود- شکوفایی است ولی تحقّق ذات در یوگا، شناخت آتمن یا روح راستین است. اصطلاح تحقّق ذات در یوگا برگردان آتمن جنانا، سنسکریتِ شناخت خود راستین است. طریقت های گوناگون یوگا راه های گوناگونی برای دست یابی به تحقّق ذات دارند برای نمونه بنگرید به کتاب The Scince of Self- Realization نوشته ی بکتی ودانتا سوامی پرابوپادا- م)، خود- شکوفایی با برترین سطح از تکامل شخصیّت سر و کار دارد، در حالی که هنوز به جسمانیّت وابسته است. تحقّق ذات با دانش هشیاری ناب (یا اصطلاحات بسیار دیگری مانند آن) سر و کار دارد، که ماورایی، استعلایی، یا فرافردی است. (تحقّق ذات به مطلق وابسته است، برترین حالت افزون بر سه حالتی که در زیر توصیف شده است).

 

سلسله مراتب نیازها و مراتب تکاملی یوگا: طبق روان شناسی یوگا، سه سطح دیگر رشد، تجربه یا هستی وجود دارد، که فراسوی پنج نیاز اساسی هستند. احتمالاً، حتی این سه پی در پی به عنوان نیاز، پیدا می شوند چنان چه اشتیاق برای حقایق ژرف تر و ژرف تر فزونی گیرد.

 

چنان چه از مراتب پنج گانه ی مزلو فهمیده می شود، هر کدام از این مراحل را باید یکی پس از دیگری چشم داشت. نخست، کسی ممکن است [مرتبه ی] لطیف را بجوید. سپس پی می برد که چیز بیش تری وجود دارد، بینش بی شکل و گسترش یابنده ی علّی. سپس، حتّی آن که مشتاق استعلا (ورارَوی) شده است، چیز دیگری را مگر تجربه ی سر راست یا تحقّق واقعیّت مطلق، حقیقت یا خود [راستین] نمی جوید.

 

این درگیری یا خویشاوندی با جنبش روان شناسی فرافردی ممکن است بازشناسی هر یک از این سه سطح دیگر آشنا برای روان شناسی یوگا را ممکن یا ناممکن سازد. چه بسا می پندارند که سطوح فرافردی مزلو معادل سطح لطیف روان شناسی یوگاست. این ممکن است [مرتبه ی] لطیف، فوق روانی، غیبی، یا سطح تجربه های اختری را در بر بگیرد، که هنوز نردبان تکاملی را به سوی علّی یا مطلق نپیموده یا طی نکرده است.

 

چنان چه در سطوح پنج گانه ی نیازهای اوّلیّه دیدیم، ممکن است بازشناخت سطوح بالاتر هنگامی که کسی هنوز در مرتبه ای پایین تر گرم کار است ممکن نباشد. برای مثال، کار بیش تر روی نیازهای اجتماعی و احترام برای کسی که غذا، آب یا امنیّت ندارد ممکن نیست، کسی که به طور گسترده گرم کار در کاووش [مرتبه ی] لطیف، فوق روانی، اختری یا سطوح غیبی است ممکن است آگاهی یا جست و جوی کمی برای [مرتبه ی] علّی یا مطلق داشته باشد. به همان سان، کسی که گرم کار روی نیازهای احترام و خود- شکوفایی است ممکن است هنوز علاقه ی چندانی به مرتبه ی فرافردی مزلو نداشته باشد، چه رسد به مراتب علّی و مطلق یوگا، که، برای چنین کسی ممکن است حتّی احتمال تصدیق آن ها به عنوان واقعیّت وجود نداشته باشد.

 

مرانب چهارگانه ی تکاملی یوگا: می توان گفت که هر یک از پنج نیازی را که مزلو توصیف کرده است در یک حوزه یا سطح واقعیّت عمل می کند. اشتراکاً، هر پنج نیاز در سطح کثیف عمل می کنند. یوگا سرجمعی از چهار سطح یا مرتبه ی پهناور را در بر می گیرد، گر چه هر یک از این ها ممکن است به دست کسانی که آن ها را توصیف کرده اند به زیر بخش های دیگری تقسیم شده باشد (برای آگاهی بیش تر از این مراتب لطفاً بنگرید به بادهای مخالف، ص65- م).

 

1. کثیف/ واشیوانارا (یا ویشونر): همه ی پنج مرتبه ی سلسه مراتب نیازهای مزلو به عنوان بخشی از واقعیّت جهان کثیف (معادل عالم بیداری یا عالم ظاهر- م) تجربه می شوند. سطوح ژرف تری ( سطوح سه گانه ی دیگر روان شناسی یوگا) وجود دارند، به عنوان کارکنندگی زیر لایه، ولی این ها عموماً یکسر خارج از دید بیش تر مردم هستند.

 

2. لطیف/ تیجاسا: سطح یا مرتبه ی لطیف (عالم مثال یا رؤیا- م) هم به عنوان یک زیر لایه وجود دارد، که نوعاً خارج از دید است. این سطح از تکامل معمولاً در فرهنگ ما به عنوان تجربه های اختری، غیبی، یا سطوح فوق روانی شناخته می شوند. تجربه ها و مهارت های توسعه یافته در این سطح بخشی از این فراگرد تکاملی است.

 

3. علّی/ پراجنا (یا پرجنه): درباره ی سطح علّی (عالم جبروت- م)، حتّی در انجمن های فرافردی به ندرت صحبت یا نوشته شده است. آن زیر لایه ای است بیرون از سرچشمه ی لطیف و کثیف، آن منبع شهودی و بی شکل دانش است (پراجنا معادل فرزانگی فارسی است. در اصطلاح ادیان هندویی و بودایی به معنای دانش یا حکمت است- م)، ژرف تر از تجربه های لطیف، شهودها، صداها، مشاهده های غیبی یا آواها (مرتبه ی بیداری و رؤیا در بند سلسله ی علّت و معلول اند، مرتبه ی خواب عمیق فقط علّت است و نه معلول و مقام چهارم نه این است و نه آن. به نقل از ادیان و مکاتب فلسفی هند- م).

 

4. مطلق/ توریا (یا توریه): این چهارمین حالت نامیده می شود (که کاربرد متفاوتی از واژه ی "چهارمین" روان شناسی توصیف شده در بالا دارد). در این جا، توریا (عالم لاهوت- م) هشیاری ناب است، که فراگیرست و از سه مرتبه ی دیگر بر می گذرد، در بر دارنده ی پنج نیاز سلسله مراتب نیازها، که بخشی از [مرتبه ی] کثیف هستند. توریا هم فراگیرست و از هر دو سطح لطیف و علّی بر می گذرد [لطفاً برای آگاهی بیش تر درباره ی توریا بنگرید به بادهای مخالف، ص65. این مراتب چهارگانه ی وجود را می توان با عوالم اربعه یا خمسه عرفان اسلامی که ناسوت، ملکوت، جبروت، لاهوت، و هاهوت باشد تطبیق داد (چنان که پیش تر داراشکوه این تطبیق را به زیبایی در مجمع البحرین انجام داده است). به نقل از ادیان و مکتب های فلسفی هند- م].

 

مطالعه و فهم این چهار سطح واقعیّت و روان شناسی تکاملی یوگا ممکن است پاره ای نیکو از تلاش، همراه با تمرین های خالصانه ی مدیتیشن و تفکّر را به خود اختصاص د هد. برای تفکّرو  یاد آوری بسیار مهم و سودمند است که این چهار مرتبه ی تکاملی روان شناسی یوگا به صورت نمادین در چهار بخش منتره ی اوم تجلّی یافته اند. این چهار بخش عبارت اند از الف، واو و میم و سکوتی که در پی آن می آید [کلام مقدس یا اسم «ام» (Om) اگر تجزیه و تحلیل بشود، مرکب است از سه حرف (A) و (U) و (M) که مجموعاً «ام» (Om) را تشکیل می دهند. هر یک از این حروف، معرف یکی از مراتب هستی است. (A) مرتبه بیداری، (U) مرتبه خواب یا رؤیا و مثالی است، و (M)، مرتبة خواب ژرف و لاهوتی است. ولی خود کلمة «ام» مجموعاً سوای اجرای مرکبه خویش است. و آن اشاره به مقام چهارم (turiya) است که مقام بی مقامی و اصل و مبدأ کلیة مراتب هستی است. به نقل از ادیان و مکاتب فلسفی هند، ص. اطفاً برای آگاهی بیش تر بنگرید به اپنکهت های جوگ تت (صص 388-386)، برهم بدیا (صص 416-414)، امریت ناد (454-450) و دهیان بندو (صص 439-437) از اوپانیشادهای داراشکوه- م]. در ادامه چند سطری بود دربارهی معرّفی دیگر گفتارهای سوامی بهاراتی که من آن را حذف کردم ولی علاقه مندان می توانند آن ها را در لینک همین وبلاگ مشاهده کنند.

 

+ نوشته شده در  86/08/17ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  |