تبليغاتX
ورارو (VARARO)
روان شناسی فرافردی(Transpersonal Psychology)

با پوزش، بدین وسیله به آگاهی همه ی علاقه مندانی می رساند که موفق به تهیه ی کتاب روان شناسی فرافردی نشده اند که از این پس می توانند این کتاب را از فروشگاه انتشارات رشد به نشانی خیابان انقلاب، رو به روی در اصلی دانشگاه تهران، شماره ی ۱۳۶۶ خریداری فرمایند.

+ نوشته شده در  87/03/22ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

حرکات جادويي بر پايه ي ادراک سرراست انرژي استوارست بدان گونه که در کيهان روان مي باشد

     اين جريان انرژي بخشي طبيعي از هستي انسان است. هرچند بيش تر ما کاملاً از اين جنبش هميشگي انرژي ناآگاهيم، با اين همه، هست. ناخودآگاه ما بيش تر اين معرفت را با عادت و آموزش مي پوشاند. تمايل به آگاه شدن از اين معرفت بار ديگر همه چيز را دگرگون مي کند. ما يقيناً مي توانيم از آن ناآگاه بمانيم و به هستي مان ادامه دهيم. هرچند که در آن صورت هستي کوتاه تر و بي آرامش تري خواهد بود و بيش ترين بخش از انگيزه ي اصلي مان(رشد در مسير شخصي) کاملاً برآورده نخواهد شد و پي آمد آن ناخشنودي بسياري تجربه خواهيم کرد.

     درک خويشتن به عنوان موجوداتي انرژي مند در چنان سطوح ظريفي از آگاهي روي خواهد داد که نخست تنها به نيروي ايمان مي توانيم پذيراي آن باشيم. منطقي است، پس بايد آن را در راه رسيدن به اهداف مان به کار گيريم و اگر گواهي بر سودمندي اش يافتيم به پي گيري مان ادامه دهيم. همهنگام که ادراک مان با تمرين تيزتر مي شود، توجه به ميدان انرژي مان را به روش هايي سرراست تر مي آغازيم. اين تقويت منحني فراگيري را افزايش مي دهد. هر چه بيش تر کنج هاي انديشه و احساس خويش را بکاويم، گواه بيش تري از ساختار انرژمندمان به دست خواهيم آورد.چون تمرينات بدني حرکات جادويي توان بيش تري را براي رسيدن به سکوت دروني و آرام جاني در ما القا مي کند، اين قطعي تر مي شود. هنگامي که حرکات به خوبي فراگرفته شوند، به خودي خود، ذهن مان را چنان اشغال مي کنند که در حال اجراي شان به حالت مراقبه درمي آييم. برهمکنش سکوت دروني و حرکات جادويي در عمل تجربه اي سرراست از خويشتن مان را به ما ارائه خواهد داد. آميزش تمرين ها با دوره هاي مراقبه سودمندي هر دو را افزايش خواهد داد. هر چه بيش تر عظمت خود را تجربه کنيم، بيش تر به گستردگي و شگرفي خويشتن مان پي خواهيم برد.

     عمري آموزش و تلقين راه مان را در سفر به خودآگاهي مي بندد. از آغاز زندگي به ما مي گويند احمق نباشيم، با آن که معني آن را نمي فهميم. به ما مي گويند جهان چگونه است. به ما مي گويند چه بيانديشيم و چگونه بيانديشيم، چه بگوييم و چه بکنيم و اين دقيقاً کاري است که مي کنيم. تجربه ي سرراست ما از واقعيت بازمي ايستد و از ميان همه ي اين پيام ها صافي مي شود. هر چه فراسوي پذيرش پدر و مادر و خواهر و برادر و آموزگار و غيره باشد به ناخوداگاه فرستاده مي شود و مي آموزيم که چگونه آن ها را با عادت در آن جا نگه مي داريم. از توان بازيافت اطلاعات مگر با تلاشي بسيار بازمي مانيم. هرازگاهي، تجربه اي تروماتيک آن را به سطح مي آورد و گاهي، مي توانيم آن را با تمرين هايي مانند حرکات جادويي به سطح آوريم. شيوه ي دوم به راستي کم دردتر و مهيج ترست.

    نادان! مهار زندگي خويش را به دست گير. اين پيام خردمندان باستان است. خودت معنا و چگونگي زندگي را درياب. پاسخ پرسش هايت را درون خويش بجوي. تجربه کن و بيازما و ببين که چيزها چگونه کار مي کنند. جوياي راه خويش باش و حقيقتي را برگير که خود به محک تجربه آزموده اي. شمن ها کارآموزان شان را وادار به تجربه هاي تازه اي مي کردند تا نظر ايشان را درباره قطعيت و جزميت واقعيت متزلزل سازند. اين تمرين ها طراحي شده اند تا به تجربه ي زندگي غناي تازه تري ببخشند.

     حرکات جادويي براي همسنگي ميان خود جسماني و خود غير جسماني طرح ريزي شده اند. به راستي، اين همسنگي ريشه در کارآيندي آن ها دارد. در فرآيند رشد و خودشکوفايي به آگاهي جسماني همان اندازه نيازست که به آگاهي معنوی. هر يورشي به ناشناخته نيازمند همسنگي متناسب با جهان فيزيکي است، مکاشفه ي مفهومي تازه نيازمند پايه ريزي در واقعيت جسماني براي شمول خود واقعيت است. از اين رو، اين حرکات براي قوي و ورزيده کردن بدن و جنباندن و حدت بخشيدن به ذهن به کار مي روند.

    اين حقيقت که تمرين ها به رغم تشويش هاي عقلاني کارگر مي افتند جادويي شان ساخته است. در آغاز باور سودمندي و معناداري حرکات تا اندازه اي دشوارست. آن ها کاملاً احمقانه و بي معني به نظر مي رسند ولي با تمرين شان آن گونه که گويي سودمندند، چنين مي شوند و اين جادوست. با گرويدن به اين که به راستي ما مي توانيم خود انرژي مندمان را با حرکاتي جسماني متأثر سازيم، بدان عمل هم خواهيم کرد. گواه سودمندي آن در پي اش فرامي رسد و جادو معنا مي شود.

     از اين رو، حرکات جادويي بسا فراتر از تمرين هاي صرف است. آن ها کانون قصد ما هستند براي رشد و فراگيري و شدن ما و رسيدن بدان چه مي توانيم باشيم. آن ها به غايت جادويي اند چراکه فرازميني ترين ادراکات مان از واقعيت را بر پايه ي کنش جسماني بنا مي نهند. آن ها ماهيت جادويي جهان را با نماياندن گواهي از سرچشمه ي شاکله ي جهان بازمي تابانند. با در دست گرفتن عنان ميادين انرژي خويش و با حرکت آن ها به روش هايي که خودمان رقم زده ايم نه روش هاي اتفاقي عادات و آموزش ها، ارباب سرنوشت خويش مي شويم.


+ نوشته شده در  87/03/21ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  |