تبليغاتX
ورارو (VARARO)
روان شناسی فرافردی(Transpersonal Psychology)

با درود:

نخست باید از همه­ی کسانی که در پنهان و آشکار به بنده ابراز لطف نموده­اند، سپاسداری نمایم.

و قدردانی ویژه­ی خود را نثار کسانی نمایم که با نظرات و پرسش­های خود بر پویایی این وبلاگ می­افزایند.

و از این که مدتی پاسخ به پرسش برخی از دوستان به درازا کشید عذر خواهی نمایم.

از دی ماه گذشته درگیر آماده سازی و چاپ کتاب روان­شناسی فرافردی بودم بعد هم داستان پخش و درگیری­های آن. بعد هم نمایشگاه و دیگر مسایل که شرح آن مجالی دیگر می­طلبد.

پرسش­ ها را به صورت یک جا پاسخ خواهم گفت و به تک تک عزیزانی که نتوانستم به تنهایی پاسخگوی­شان باشم صمیمانه اظهار تأسف می نمایم:

یکم این که عزیزی پرسیده بودند که کتاب­هایی از آلدس هاکسلی به پارسی برگردانیده شده است؟

تا آن جا که من می­دانم، دیباچه­ای هست بر نخستین و واپسین رهایی (اولین و آخرین رهایی) نوشته­ی کریشنامورتی. کتاب زرد کرومی، بوزینه و ذات، دنیای شگفت انگیز نو، وضع بشر و درهای ادراک به همراه بهشت و دوزخ (که پرسش اصلی آن دوست گرامی بود)  همگی به پارسی برگردانیده شده­اند. و گفت و گویی با او هم در کتاب از روی دست رمان نویس به چاپ رسیده است.

دوستی پرسیده بود که آیا فیلمی درباره­ی کاستاندا هست؟

من درباره­ی سه حلقه فیلم تولید شده زیر نظر او که به نام تنسگریتی کارلس کاستاندا (که عنوان­های فرعی هم دارند) و یک فیلم دیگر با نام حرکات جادویی کاستاندا؛ قصد نرمش ناپذیر در دیباچه­ی خوانندگان بی­کرانگی به تفصیل نوشته­ام. من متن این فیلم­ها را در سه کتابچه (به همراه تصاویری که بتوان از روی آن­ها حرکات را تمرین کرد و با یک دیباچه و یک پیش­گفتار در معرفی دست اندرکاران تولید این فیلم­ها و دست کم شش مصاحبه با کاستاندا و چاکمول­ها آماده کردم) گرد آوردم (و چهار سال پیش به ارشاد فرستادم که متأسفانه مجوز نگرفت). 

فیلم مستندی هست به نام Carlos Castaneda: Enigma of a Sorcerer که آن را هم در همان دیباچه معرفی کرده­ام.

و فیلم مستند دیگری هم با نام BBC Four-Carlos Castaneda Deception در این باره وجود دارد.

دوستانی ابراز لطف نموده­اند و درباره­ی کتاب روان­شناسی فرافردی پرسیده­اند. این کتاب با لطف ناشر! با مشکلات زیادی روبه رو شد که خود داستان دیگری است ولی پس از آن همه کش و قوس قرار بود انتشارات نوید شیراز آن را در نمایشگاه عرضه کند که بد قولی کرد. هم اکنون دوستانی که تمایل به تهیه­ی این کتاب دارند می­توانند آن را از کتاب فروشی جیحون در خیابان انقلاب و از نشانی زیر تهیه نمایند که در آن جا انبار شده است تا نوید شیراز پخش آن را به عهده گیرد:

خیابان بهبودی، رو به روی بانک ملت، فروشگاه بازی و اندیشه.

درباره­ی نسخه­ی دوبله شده­ی راز پرسیده بودند که حتماً تا کنون آن را پیدا کرده­اند!

ولی باید فوضیح کوتاهی بیفزایم و ان این که این فیلم با دو تدوین موجود است که نسخه­ی دوبله شده یکی از آن­است. ورژن DVD آن هم با زیر نویس همزمان فارسی و انگلیسی موجودست. ورژن دیگری هم همراه با گفت و گوی لری کینگ و اپراح وینفری با راندا برن وجود دارد.

درباره­ی کتاب قانون جذب هم باید بگویم که این کتاب با دو برگردان در بازار کتاب موجود است و اما برای دلجویی از این دوست عزیز هم باید بیفزایم که کتابی زیر هم درباره­ی همین موضوع هستند:

تو همانی که می­اندیشی؟ جیمز آلن.

قدرت عامل افزون:نورمن وینسنت پیل.

قانون جاذبه: اساوارت وایلد.

 قانون توانگری: کاترین پاندر.

کتاب راز1 و 2: راندا برن.

سالنمای راز: راندا برن.

و چند کتاب دیگر که امروز بازارشان داغ است. در ضمن قانون جاذبه از مسایل فرافردی است که دوستانی که تمایل دارند می­توانند با گفتمان درباره­ی آن بر پویایی این وبلاگ بیفزایند.

در پایان هم تشکر ویژه­ای دارم از دوست بسیار عزیزم هدهد (که این وبلاگ بیسار به او وام دارد) و همین طور از سیمرغ گرامی برای دلگرمی­هایش.

+ نوشته شده در  87/02/29ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

ما در اين جا انسان هايي براي تجربه اي روحاني نيستيم ،

             ما روحانياني هستيم براي تجربه اي انساني.

- دنيون برينکلي  (Dannion Brinkley)

اصول و تمريناتِ شمن گرايانه‌ي تولتک ها

 

نوشته ي تيموتي فاينلي(Timothy N. Finley) در پايگاهِ Flight of the Eagle.

برگردان آزاد از مخمد رضا چنگیز

 

     مانندِ همه ي سنت هايِ روحيِ باستاني، تولتک ها بديهي مي‌انگاشتند که انسان ها بيش از آني اند که به چشم مي‌آيند. به راستي ايشان در پس سنتي با سابقه اي بس طولاني مانده اند که بر پايه ي باورهايي از دريافت سرراست ماتريس هاي انرژي مند استوارست که جان و جهان ايشان را شکل مي دهد. از اين رو، تمرين هايي که ايشان پي گرفتند و به کارورزان شان آموختند بر پايه ي همين ادراک بود.

     درين مختصر خواهيم کوشيد تا معناي آن ادراکات را تا اندازه اي روشن کنيم و درين حين ساختار مفهومي آموزه هاي ايشان را به زبان جهان روزانه مان بازگوييم. چون داده هاي منتج از ادراکي سرراست از "ناديدني" ناگزير، همان گونه که مي دانيم، گنگ و وراي حد تقريرست، پس بر ابتدايي ترين اصول متمرکز خواهيم شد و بحث خويش را برمبناي تمريناتي جسماني پي خواهيم افکند که روش زندگي ايشان را برجسته مي نمايد.

جهاني در نهاد تو نهان است

     شالوده ي فلسفه ي تولتک ها بر اين نظر استوارست که انسان ها بيش از اين جسم صغيرند. راستي را اين باوري است بس مهم که ما بيش تر ناديدني هستيم تا ديدني. همه ي آموزه هايي که تولتک ها از آن پيروي مي کنند تابع اين اصل اند. اين نظر از اين ساختار مفهومي برخاسته است که ما، سرشتي، بسا به جاي آن که هشيارانه دريابيم بيش تر ناديدني را اندرمي يابيم. به اصطلاح امروزي پديداري ناخودآگاه در زندگي روزانه مثال خوبي از اين جريان است. تمايلات ناخودآگاه که بيش ترمان را در طول روز به حرکت وامي دارد، بخشي بزرگ و در عين حال ناديدني از وجود مان هستند و هنگام تخليه ي هيجاني ناخودآگاهانه اي که انجام مي دهيم(براي نمونه پرخوري، يا خودداري از پرداختن به احساسات مان يا هزاران مثال ديگر)، در حال واکنش نشان دادن به اين جريان ناديدني هستيم )به اعتقاد فرويد، ناهشياري مخزن افکار بسيار اضطراب آور  و تهديد کننده اي است که مي توانند به آگاهي هشيار راه يابند-م.). به طور کلي هنگامي که با جهان برهمکنش انجام مي دهيم اغلب با ناديدني هم سر و کار داريم، بدون آگاهي از حرکات انرژي و اين که ما در ترازي از هشياري فراسوي آگاهي بيداري اندرمي يابيم.

     اين واقعيت نامشهود کم از واقعيت مشهود نيست. جلوتر از خودآگاه ما کار مي کند. به انگشت شهود لمس مان مي کند. بر جريان انديشه ودگرگوني حالات مان و بر زمان رخدادها و مهر و کين مان از ديگران و چيزهايي که بر زندگي مان مؤثرند، اثر مي گذارد. در ترازي ژرف تر، ناديدني نيروي خلاقه اي است که واقعيتي را مي سازد که مي بينيم. ناخودآگاه قلمرويي است که اين نيروي آفريننده در آن هويت مي يابد وشکل مي گيرد. تصور اشياء پايه اي است که با آن واقعيت جسماني اشياء شکل مي گيرد. فهم و کاربرد تصور اشياء مي تواند به شدت تجربه مان را از واقعيت دگرگون سازد. اين جاست که قصد همچو موجودي تبلور مي آغازد. اين جاست که مي توانيم تصميم بگيريم که هستيم و با روش هاي کارآمد بر راستا و جريان زندگي مان اثر بگذاريم.

     اين واقعيت ناديدني را که بزرگ ترين بخش کيهان است که در آن به سر مي بريم، مي توانيم به عنوان موضوع اين فلسفه دستکاري کرده و يکراست متأثر سازيم. تمرين هاي شمن گرايانه ي تولتک ها براي نيل بدين مقصود طراحي شده بودند. کردار ما در اين جهان بازتاب و فرافکني بي درنگ ناديدني است. کردار ما مي تواند ساختار اصلي واقعيت را دگرگون سازد. آموزه هاي اين فرزانگان، به سوي اين آزادي نشانه رفته بود. جست و جوي آزادي، بارزترين ويژگي سامانه ي معرفت ايشان بود، آزادي از نيروي اجتماعي شدن که روح فرد و آزادي از بند عادات دروني که تجربه سرراست از ناديدني را سرکوب مي کند و آزادي براي گزينش شکل و جنبش کيهان. اين بينندگان باستان سپس توجه خود را به اين خواسته معطوف کردند و با اين کار به دستکاري سرراست جهان ناديدني پرداختند. تمرين هاي شان، در نتيجه ي اين مطالعه ي ژرف، سينه به سينه از کارورزان شان به ارث رسيده است. اين تمرين ها کليدهاي معرفتي بيش تر به زندگاني و فرصت آزادي مطلوب را در دست دارند.

کالبد جسماني قصد ناديدني را باز مي تاباند

     بحث ايشان بر سر اين بود که جهان پيرامون ما فرآورده ي سرراست قصد هر يک از ما به عنوان نوع و همگي ما به عنوان جنس است. ادراک ايشان از انرژي نشان شان داد که همين شکل جسماني ما نيز فرآورده ي اين جريان قصد در درون ماده است. اين شمن ها آموخته بودند هرچه تجسد مي يافت، از بيماري و ويروس گرفته تا سرطان و غيره، پيرو اين جريان قصدست. اين آموخته براي شفابخشي به ايشان هبه شد چراکه ايشان بدين جريان قصد چيره گرديده بودند. ايشان ديدند که تعارضات در مقاصد شخصي همواره ريشه ي بيماريي جسماني است. کسي که بر اثر خشم و شرم زندگي را بي ارزش مي بيند، تعارضي سترگ ميان اين احساس و قصد خويش براي بودن مي آفريند. بدن اين تعارض را با بيماريي بازمي تاباند که زندگي شخص را تهديد مي کند. تعارضات کوچک تر بيماري يا آسيب کم تري به همراه خواهند داشت.

     آن شمن ها در نتيجه ي اين مشاهده، بر فنوني تمرکز کردند تا به قصد وضوحي بخشند که از چنين تعارضاتي بکاهد. با تمرين اين فنون، دريافتند آن گاه که قصدشان به گونه ي انعطاف ناپذيري روشن بود، مي توانستند با سرعتي چشمگير به آرزوهايشان جامه ي عمل بپوشانند. ايشان دريافتند که توان آن دارند به روشي که ما جادويش مي ناميم جهان پيرامون شان را دستکاري کنند. و اين همه تنها به اين دليل بود که ايشان تعارضي ميان خواهش ها و انسان بودن خويش نداشتند.

حرکات جادويي کانون روشني از قصد را مي آفرينند

     در ميان اين فنون براي زدودن مقاصد متعارض مجموعه اي از حرکات بدني بود که شمن هاي مکزيک باستان آن ها را حرکات جادويي مي ناميدند. کارلس کاستاندا و ديگر اعضاي گروه کارآموزانش به تازگي آن ها را فهرست بندي و تشريح کرده و به نام تنسگريتي در دسترس مردم امروزي گذارده اند. کاستاندا اين نام را از نوشته هاي باکمينستر فولر [فولر در 12 ژولاي 1895 در ميلتون(Milton) ماساچوست زاده شد. پدر فولر هنگامي که او پسري 12 ساله بود درگذشت. او پسري بود با توانشي سرشتي براي ساختن چيزهاي گوناگون. فولر به دانشگاه ميلتون در ماساچوست فرستاده شد. سپس در دانشگاه هارواد آغاز به دانش آموزي کرد ولي دو بار از دانشگاه اخراج شد. او در فواصل ترم هاي اش در هاروارد مدتي در کانادا به مکانيکي در کارگاهي نساجي پرداخت. سپس کارگر کارگاه بسته بندي گوشت شد. در سال 1917 ازدواج کرد و در جنگ نخست جهاني در نيروي دريايي آمريکا خدمت کرد. در اوايل دهه ي بيست با پدر زنش شرکتي راه اندازي کردند که در سال 1927 به ورشکستگي و بي کاري وي انجاميد. او در شيکاگوي ايلينوي با بدبختي روزگار مي گذرانيد و در همين ايام شاهد مرگ دهتر جوان خود به خاطر سينه پهلو بود. کارش به خودکشي کشيد ولي در واپسين لحظات تصميمش را دگرگون ساخت. او مي خواست بداند که فردي ساده چه کمکي مي تواند به دگرگوني جهان و به سود همه ي انسان ها کند. نيم سده بعد دامنه ي گسترده اي از ايده ها، طرح ها و اختراعات به او اختصاص داشت. با کاميابي در گنبدهاي ژئودزيک در سال هاي 1950 قدرداني هاي بين المللي را ازآن خود ساخت. او در سال هاي 1959 تا 1970 در دانشگاه ايلينويز جنوبي و مدرسه ي هنر و طراحي به تدريس پرداخت. سرانجام فولر موفق به ثبت 25 اختراع در آمريکا شد. از بسياري جاها مدرک دکترا دريافت کرد و جوايز بي شماري از جمله نشان زرين مؤسسه ي معماران آمريکا را نصيب خود ساخت. وي در سن 88 سالگي با کوله باري از افتخارات درگذشت. او کتاب هاي بسياري دارد و بر بسياري از کتاب ها پيش گفتار و ديباچه نگاشته و کتاب هاي بسياري هم درباره ي او به نگارش درآمده است. از جمله کتاب هاي او مي توان به چند مورد اشاره کرد:

از فولر ديباچه اي بر کتاب تي. ام. اکتشاف انرژي دروني و غلبه بر فشار رواني که بدون ذکر نام وي در برگردان- تي. ام. دانش هوشياري خلاق- به چاپ رسيده است(لطفاً بنگريد به TM: Discovering Inner Energy and Overcoming Stress، صص23-13يا تي ام- دانش هوشياري خلاق، صص24-11)-م] برگرفته است که اين اصطلاح را براي تشريح قواعد کلي معماري نوآوري کرد. به گفته ي فولر، استحکام کارآمد يک ساختار، در نتيجه ي "ساختارهاي اسکلتي است که اعضاي کششي پيوسته و اعضاي فشرده ناپيوسته را گونه اي به کار مي گيرد که هر عضو با بيش ترين کارايي و صرفه کار مي کند". براي بنيان نهادن اين مجموعه حرکات، اين معني سرراست ترين و ساده ترين بود. اين حرکات دستکاري جريان انرژي آدمي براي آفريدن قصدي روشن و متمرکزست که با قصد کيهان همسو مي شود.

      مردم بي آن که بدانند چه مي کنند اين حرکات را انجام نمي دهند. آنان حرکات را انجام مي دهند چون مي خواهند بدانند. آنان خواهان شناخت زندگي اند، آنان مي خواهند خودشان را همان گونه که هستند بشناسند. نصب العين کردن اين خواسته ها هنگام انجام دادن اين دستکاري سرراست ميدان انرژي، به خواست شکلي عيني مي بخشد.

     چون حرکات براي تأثير سرراست بر ميدان انرژي طراحي شده اند، بخش هاي ناديدني مان براي مان بسيار عيني تر و واقعي تر و با تماميت مان عجين مي گردند. ديگر نمي پرسيم که آيا ما ماتريسي انرژي مند در شکلي جسماني ايم؟ شواهد بسياري گرد مي آوريم که آن را براي مان اثبات مي کند. به روش هايي اصيلي براي ديدن جريان انرژيي مي آغازيم که مبدل به بدن هاي مان مي شود همان گونه که آن را برمي انگيزانيم و به اطراف حرکت مي دهيم. پيوندهايي سرراست ميان کردارهاي مان نسبت به ميدان انرژي و جوشش زندگي پيرامون مان خواهيم ديد.

     نخست حالت تندرستي و سرزندگي مان متأثر مي شود. با به جنبش درآمدن انرژي بيش تري در پيرامون مان بي درنگ افزايشي در توان مان را خواهيم آزمود. بسا کساني که ميلي دوباره براي تکاپو، تمرين يا درگيري مقتدرانه با زندگي را بيازمايند. جهان پيرامون مان به ظرافت دگرگوني مي آغازد تا براي افزايشي ازين دست جاي بيش تري باز کند.

     سپس، حالات هيجاني مان دگرگوني مي آغازند و شديدتر مي شوند. زندگي را بيش تر حس خواهيم کرد. شدت تجربه مان افزايش مي يابد. حظ مان از زيستن فراوان تر و فراگيرتر مي شود. اين به ما امکان مي دهد تا تعرضات قصد را به دور افکنيم که به تجربه هاي مان از خشم و درد و اندوه جان مي بخشد و در نتيجه به سادگي آن ها را کم تر در زندگي احساس خواهيم کرد.

     همهنگام که به اين تمرين تمرکز مي پردازيم، انديشيدن مان نيز دقيق تر مي شود. پيوندهاي سرراست تري را ميان رخدادهاي زندگي خواهيم ديد. نيروي بيش تري براي دگرگوني چيزي حس خواهيم کرد که دوست نمي داريم. آگاهي مان با تغذيه اي که از تمرين ها مي يابد فضايي دروني خواهد آفريد که در آن مي توانيم به بخش هايي از هستي مان دست يابيم که لايه هاي گفت و گوي دروني از ديدمان نهان کرده بود و ما حتي کوچک ترين توجهي بدان ها نداشتيم. هرگام به سوي روشنايي بيش تر انگيزه و شهامت ما را براي برداشتن گام بعدي بيش تر مي کند و از اين رو سرعت مان براي شدن  بدان گونه که برگزيده ايم بيش تر مي شود (اين ها و بسياري ديگر جملگي تأثيرات تن- کارشناختي، روان شناختي و روان کاوانه ي انواع روش هاي مديتيشن(مراقبه) هستند که پيش تر در پژوهش هايي علمي به اثبات رسيده اند. لطفاً بنگرید به روان­شناسی مدیتیشن از همین وبلاگ-م).

+ نوشته شده در  87/02/21ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

روان شناسی فرافردی ،‌مطالعه ی روان شناختی تجربه های فرافردی ( تجربه هایی که افراد را به سوی تعالی سوق می دهند ) و همبستگی ها ی آن هاست . امروزه این رویکرد در افق رشته های گوناگونی مانند بهداشت ، علو م اجتماعی ، انسان شناسی و جامعه شناسی هم پدیدار شده است .

روان شناسی فرافردی ، مطالعه ی کل وجود آدمی است و هم پوشی بسیاری با نظریه های شخصیت ، روان شناسی نا بهنجاری یا مشاوره یا روان شناسی بالینی ، روان شناسی اجتماعی و تاریخچه ی مکتب های روان شناسی دارد . این نخستین مکتب روان شناسی است که فرایند درمان را به " سفر قهرمان " مانند می کند ، یک بیداری درونی یا سیر – و – سلوکی تا سرچشمه های معنوی هستی .

روان شناسی فرافردی برابر نهاد پارسی Transpersonal Psychology  است که به مفاهیمی می پردازد که ورای مفاهیم معمولی فردی است . دل مشغولی این در سرشته ، مطالعه ی آن دسته از حالت هایی است که در آن افرارد حسی ژرف تر از کیستی خود ، یا حسی سترگ تر از ارتباط با طبیعت ، یا ابعاد معنوی را می آزمایند .

تعریف فرافردی از "خود" هم "من" (ego) و هم "روح" یا "نفس " را در بر می گیرد . دانشمندان این شاخه از روان شناسی ، با در هم آمیزی کارهای روشنگر فروید ، یونگ ، رفتار گرایان ، و روان شناسان انسان گرا ، "پژوهندگان هوشیاری آدمی" به شمار می روند .

یونگ نخستین روان شناسی بود که این اصطلاح را به کار برد و بعد ها مطالعات آبراهام مزلو در زمینه ی "خود شکوفایی " محرک بسیار نیرومندی بود که پاسخ آن به پایه گذاری روان شناسی فرافردی به عنوان رشته ای پژوهشی انجامید .

برخی از روان شناسان و پژوهش گران ، آن را شاخه ای از روان شناسی انسان گرا به شمار آورده اند ولی مبلغان این مکتب ، آن را "نیروی چهارم" روان شناسی پس از روان کاوی ، رفتار گرایی و روان شناسی انسان گرا به شمار می آورند .

مکتب های گوناگون روان شناسی برای تبیین رفتار آدمی از الگوهای مختلفی بهره می گیرند که در این میان الگوی فرافردی متفاوت ، متنوع ، جامع و کل نگر است .

برخی از جستار های فرافردی عبارت اند از : خلاقیت و الهام ، هنر فرافردی ، هوشیاری رویا ، تجربه های هوش ربا و روان دارو شناسی ، تجربه های اوج و عرفانی ، تجربه های نزدیک به مرگ (NDE) ، هم پوشی تجربه های معنوی و اختلال های روان شناختی ، روان شناسی خود و خود برتر ، تجربه های فراهنجار ، روش های تحقیق فرافردی ، فوریت ها و پیدایی های معنوی ، تجربه های آرکی تایپی ، اعتیاد و بازپروری و تشخیص مشکلات دینی و معنوی ( DSM-IV-TR در کد 62/ 89 V یا کد ICD-10 در Z71/8  (  معنویت نا مطلوب .

+ نوشته شده در  87/02/06ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  |