تبليغاتX
ورارو (VARARO)
روان شناسی فرافردی(Transpersonal Psychology)

  برای نوبت سوم ، در نظر دارم کتاب مدی تیشن نوشته ی کریشنا مورتی را معرفی و بررسی کنم . این کتاب با برگردان حبیب الله صیقلی به چاپ رسیده است . صیقلی پیشتر کتاب حقیقت و واقعیت را هم از کریشنا مورتی به پارسی برگردانده بود.

  جیدو کریشنا مورتی به سال 1896 در خانواده ای از برهمنان در جنوب سرزمین پهناور هند دیده به جهان گشود . از نوجوانی در اروپا به فراگیری دانش پرداخت . او از سال 1929 به بعد به جد به سیر آفاق و انفس پرداخت و مجالس بسیاری گفت . بزرگانی چند مانند : دیوید بوهم پای درس وی نشستند . بوروس لی ، اسطوره جهان ورزش های رزمی ، دل در گرو فلسفه ی او داشت و شعر های سهراب سپهری را می توان ترجمه فارسی و بی شک بسیار زیبای اندیشه های مورتی دانست . کتاب های زیادی از او مانند : ضرورت تغییر ، برای جوانان ، اولین و آخرین رهایی ، رهایی از دانستگی ، تار و پود اندیشه و ... به فارسی برگردان شده است .

چکیده ی آموزه های اش خود شناسی و آزاد شدن از بند های درونی است . اینک برگی از این کتاب :

" مدی تیشن کار سختی است . عالی ترین شکل نظم را می طلبد – تطبیق یافتن با قواعدی خاص نیست ، تقلید نیست ، اطاعت کردن نیست – بلکه انضباطی است که از آگاهی و بیداری مدام سرچشمه می گیرد نه تنها در احوال بیرونی بلکه در احوال درونی خویش . بنابراین مدی تیشن حرکتی در انزوا نیست بلکه عملی است به همراه زندگی روزانه . نیاز به بودن با دیگران است ، هوشیاری  و تاثیر پذیری را می طلبد . بدون برقراری یک زندگی صالح ، مدی تین وسیله ای می شود برای گریز از خود که در نتیجه هیچ ارزشی نخواهد داشت . داشتن یک زندگی صالح به معنای درست پیروی کردن از اخلاق اجتماعی نیست ، بل که رهایی از رشک و حسد ، حرص و آز و قدرت طلبی است – که جملگی مولد عداوت و دشمنی است . رهایی از آنها با نیروی اراده صورت نمی گیرد بلکه با آگاهی و بیداری و از طریق خودشناسی انجام می پذیرد . مدی تیشن بدون شناخت و معرفت به خویشتن مبدل به غلیان و جوشش احساسات عاطفی و هیجانی می گردد ، در نتیجه کاری است بسیار حقیر و کم اهمیت . همیشه در پی تجربیات عمیق و بزرگ و متعالی تر بودن ، خود نوعی گریز از واقعیات عینی و ملموس از ‹‹ آنچه هست ‌›‌› یعنی گریز از خویشتن خویش و ذهن شرطی است که بیدار است ، هشیار است ، رها است چرا باید نیاز به تجربه داشته باشد "

متاسفانه اصل کتاب در دستم نبود تا با این برگردان بسنجم . ولی فکر می کنم اگر هم چنین کتابی وجود داشته باشد که در شناسنامه ی ان با عنوان Meditations معرفی شده است ، خلاصه ای از کتاب تنها رستاخیز است . صلاحیت مورتی در ابراز نظر درباره ی مدی تیشن بر همگان روشن است . نوع مدی تیشن که او از آن سخن می گوید از نوع توجهی ( پذیرا یا باز ) است .

علاقه مندان می توانند به کتاب روان شناسی فرافردی من مراجعه نمایند .

 

+ نوشته شده در  86/06/24ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

روان شناسی مدی تیشن (مراقبه ) 3 :
... می خواهم یک لحظه به همین لحظه بیاندیشم ( سید علی صالحی )

تاریخچه و خاستگاه :
دیانا اسم عام سنسکریت برای مدی تیشن است ، که در یوگا سوترا به هر دو عمل تعمق درونی با حس پراکنده و از نظر فنی بیش تر به حالت میانه بین دقت صرف به یک شیء ( دارانا) و جذب شدن آن (سامادی) اشاره می کند (منیر – ویلیامز ، 1951) کهن ترین مرجع شناخته شده برای چنین تمرینی در شبهه جزیره هند بر روی یکی از مهر ها یافت می شود ، پیکره ای که به حالت لوتوس (نیلوفر) نسته است و در ویرانه های تمدن های پیش آریایی ( هند و اروپایی) دره ی هاراپا و موهنجودارو یافته شدند که 1500 سال پیش از میلاد مسیح وجود داشتند .
در چین به مدی تیشن به عنوان تمرینی روحی اشاره می شود . شکل های چینی مدی تیشن از ریشه کهن تائو گرایی رایج بر می خیزد که مدتها پیش از رده بندی تائوگروی به عنوان فلسفه ای رسمی در طول سده ی هفتم پیش از زادروز مسیح وجود داشتند . هر چند ، شاهدی عینی برای اثبات این وجود ندارد که مدی تیشن از فرهنگ هندی برخاسته و سپس به جاهای دیگر گسترش یافته است . پس ، فعلا سنت های اصیل مدی تیشن در چین و هند را باید جدا و بومی انگاشت .
در تلاش برای تدوین تعریفی از مدی تیشن ، بر آورد نظری سودمند ، به شمار آوردن همه ی فنون مراقبه ای است که از نظر فرهنگی جا افتاده باشد . این به معنای آن است که هر فن ویژه ای را نمی توان فهمید مگر این که آن را در بافت برخی سنت های روحی خاص در نظر گرفت که در دوره ی تاریخی خاصی واقع شده باشند ، یا در متن ویژه ای بر حسب فلسفه ی افراد خاصی رده بندی شده باشند (الیاده و کیتاگاوا ، 1959). پس ، اشاره کردن به مدی تیشن هندو یا مدی تیشن بودایی بسنده نیست ، چرا که سنت های فرهنگی ای که از دل شان گونه ی خاصی از مدی تیشن بیرون می آید کاملا متفاوت اند و حتا درون سنتی واحد روش های پیچیده ی متفاوتی هست . اغلب نام خاصی از مدی تیشن بسیار مهم است . برای مثال ویپاسانا ، یا مدی تیشن بینشی ، بدان گونه که در ایالات متحده تمرین می شود از سنت تراوادای بوداگروی برگرفته شده است ، و گه گاه به آموزش های راهب ماهاسی سایادوی برمه ای نسبت داده می شود ؛ مدی تیشن متعالی منحصرا به آموزه های ماهاریشی ماهش یوگی منسوب است که از سنت ودانتای هندی است و غیره .
تلاش برای بیرون آوردن ویژگی های اصلی مدی تیشن از کیسه ی شانس سنت ها برای رسیدن به برخی ماهیت های پالوده یا تعریف عام ، پدیده ای منحصرا غربی و نسبتا تازه است . هر چند این گرایش را باید نیرو مند دانست و برای ادعایش به عنوان شیوه ای واقعی ، جهانی و رایگان موجه به شمار آورد ، تا این که ساخته ی دست فرهنگی در تلاش برای فهم فرهنگی دیگر باشد که کاملا متفاوت است (استرنگ ، 1976) .
هر چند ، هم هنگام ، فنون غربی مدی تیشن زمان زیادی به شکل نیایش های ژرف اندیشانه وجود داشته و گرایش به تمرین های آسیایی باعث احیای علاقه در مشابه های غربی آن ها شده است . نیایش ، مدی تیشن مدام و عبادتی بر عیسی ، تکرار نام های مقدس ، آموزه های روحی سن ایگناسیوس ، و تمرین قشری شرقی فیلوکالیا مثال هایی از سنت ژرف اندیشانه غربی است که نزدیک ترین چیز به مدی تیشن بدان گونه هستند که در کشور های آسیایی پرورده شده است . بی شک سنت پیوسته ای از عرفان وجود دارد که می توان گفت شکل های تمرین مدی تیشن را در غرب مجسم می کند . از نو افلاطونیان مانند فلوطین ، همه عرفای سده های میانی قدیم و جدید – ژوهانس اریوگنا ، سن بوناونتورا ، یوحنای صلیبی ، مادر ترزا ، سن برنارد از کلاریواکس – در پی شان شخصیت هایی مانند رابرت پارسونز ، مارگارت می آلاکوک و امانوئل سوئ نبرگ ، تا متفکران مسیحی مانند پیرتیهاردشاردن و توماس مرتون ، و اکنون شلوموکارلباخ ، بده گریفیث ، دیوید استیندل است ( نشریه گروه مطالعه دین آکادمی دین آمریکا، ؟).
ولی به نیت بحثی منسجم درباره ی موضوع ، در حالی که بیدارسازی عارفانه را می توان به شکل هایی در همه ی فرهنگ ها یافت ، مدی تیشن را به تنهایی باید پدیده ای یگانه و آسیایی انگاشت که به طور گسترده تنها به تازه گی مورد توجه غرب قرار گرفته است . با بافت تازه ی غربی اش ، به ویژه در ایالات متحده بومی شذه است ، به طوری که اکنون می توان گفت شکل های آسیایی مدی تیشن کاملا آمریکایی شده است .

+ نوشته شده در  86/06/17ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

    

       برای این نوبت ، بررسی کتاب چگونه مدی تیشن کنیم ؟ راهنمایی برای خودیابی نوشته ی لارنش لشان را در نظر گرفته ام . دکتر لشان مدارکی از کالج ویلیام و ماری ، دانشگاه نبراسکا و دانشگاه شیکاگو دارد . او به عنوان روان درمان گر تجربی در بیمارستان ترافاگار و به عنوان رییس بخش روان شناسی موسسه ی زیست شناسی کاربردی و سخن ران پژوهش گر مشغول به خدمت است . او مطالعاتی طولانی درباره ی فراروان شناسی دارد . از  او ده ها عنوان مقاله در نشریات روان شناسی و روان پزشکی مانند نشریه روان شناسی فرافردی به چاپ رسیده است . این کتاب از او در سال 1974به نگارش در آمده است و یک بار در سال 1371 به دست خانم نسرین مجیدی و دیگر بار یک سال بعد به همت خانم پریچهر فرجادی جامه ی پارسی پوشیده است . خرده های بسیاری بر برگردان خانم مجیدی وارد است . نام کتاب ، اشتباه گرفتن نام پی گفتار نویس (ادگار جکسون) با نام نویسنده ، ضبط نادرست نام ها و بسیاری دیگر . روی هم رفته برگردان خانم پریچهر فرجادی با آن که خالی از اشکال نیست ولی برگردان مناسب تر و سنجیده تری است . اینک بخشی از کتاب :

" چند سال پیش ، من در یک کنفرانس کوچک علمی شرکت کرده بودم که تمام دانشمندان شرکت کننده در آن هر روز تمرین مدی تیشن می کردند . اواخر روز چهارم بود و در تمام آن چهار روز هر یک از آنها مفصلا توضیح داده بودند چگونه مدی تیت می کنند . در این وقت من آنها را در برابر این سؤال قرار دادم . چرا مدی تیت می کنید ؟ اعضا ء مختلف گروه جواب های متفاوتی دادند و همه ی ما می دانستیم ارضاء کننده نیستند و پاسخ واقعی به این سؤال داده نشده است . بالاخره یکی از آنها گفت <مثل رسیدن به خانه است > و بعد از این جواب سکوت برقرار شد و یکی یکی اعضاء دیگر سرشان را به علامت تصدیق تکان دادند ".

+ نوشته شده در  86/06/09ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  | 

 

  

   در ادبيات روان شناختي معاصر مراقبه به عنوان اصطلاحي گسترده و عام به كار رفته است كه به همه ی تمرین های روحی رایج در سنت هایی مانند بوداگروی ، هندوگرایی، مسیحیت ، کابالای یهود ، اسلام و تائو گرایی و غیره اشاره می کند . به علاوه ، برای اشاره به بسیاری از شیوه ها و فنون روحی دیگر هم به کار می رود که پژوهش گران معمول داشته اند ، برای نمونه ، مراقبه استاندارد شده ی بالینی . در نتیجه اصطلاح  "واژه ای توده ای" است و تحت لوای این نام شماری از "فنون و مقاصد متفاوت" طبقه بندی شده اند (کرینگتون ، 1987).

مدی تیشن یکی از درمان های پیشرفته امروزی به شمار می رود که به طور وسیعی تحت عنوان " طب ذهنی – بدنی " طبقه بندی می گردد .

طبق نظر دکتر "جون بوریسنکو " – یکی از پیشگامان عرصه پزشکی ذهن و بدن – در یک نگاه کلی می توان مدی تیشن را چنین تعریف کرد : <هر عملی که توجه را به طور خوشایندی در لحظه حال نگه دارد > . گر چه این تعریف چندان کاملی نیست اما نشان می دهد هنگامی که ذهن آرام و متوجه زمان حال است نه مشغول واکنش به خاطرات گذشته و نه درگیر با نقشه های آینده ، دو علت اصلی استرس از ذهن پاک می شود (نیک بین و حاتمی منزه ، 1381) . از نظر جون بوریسنکو مدی تیشن به طور کلی باعث حرکت و پرواز فکر می شود . مدی تیشن از چشم انداز روانی – تن کارشناختی ، در این برحه از زمان و مکان ، خودسامانی ارادی توجه ، در خدمت خود پرسی است (میشن و همکاران ، 1995) . بیش تر تشریح های مدی تیشن با اصطلاح های رفتاری بیان شده (کریون ، 1989) ، و در برگیرنده ی اجزاء زیر است :

 

meditation

1 . وارهیدگی

2 . تمرکز

3 . حالت دیگر گون هشیاری

4 . تعلیق فرایندهای اندیشه ی منطقی

و 5 . نگهداری حالت خود نگری

مدی تیشن را می توان  با شماری از روش های گوناگون ، فلسفی و کاربردی تشریح کرد . واژه نامه ی وبستر مدی تیشن را " تعمق روحی " تعریف می کند . به نظر می رسد که در کاربردهای گسترده تر امروزی خود به این معانی است (کوکوژکا ، 1990) : تجربه ی خویشتن ، خوشکوفایی ، و در شماری از سنت های مذهبی ، تمرینی ویژه برای برای رسیدن به کشف حقیقت غایی .

مدی تیشن به رویا پردازی ، هیپنوتیزم (فروم ، 1975) ، نیایش ، پسخوراند عصبی و قلبی -عروقی ، آموزش خودزا و فنون وارهیدگی مربوط ولی از آن ها متمایز است (کوکوژکا ،1994). مدی تیشن در پافشاری اش بر حفظ بیداری ، و آماج های پس زمینه ای شناختی / فلسفی آن در گسترش خودآگاهی و احساس افزایش یافته ای از یکپارچه گی و همبسته گی از دیگر تمرین ها و فنون مجزا ست (اسنیت ، 1998).

من تعاریف بسیار دیگری را هم در پایان نامه ام گرد آورده ام که شاید در فرصت های دیگری همه را یک کاسه کنم و به شکلی تازه تر ارائه نمایم . .

+ نوشته شده در  86/06/09ساعت   توسط محمّدرضا چنگیز  |